تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
« ملك محمد بعد از مطالعهء تحيّت بايد كه خدمت مولانا را با اهل بيت و فرزندان به معتمد خود به الاغ به مرو رساند . اگر در اين معنى تقصير رود موجب رنجش خواهد بود و دانم كه تقصير نخواهد رفت و السلام . » و اين‌جا نيز مهر كرده بود و ملك محمد ترتيب اسباب راه و يراق مخلصان دولت‌خواه نموده جناب مولوى متوجه ماوراء النهر شد و نزديك سمرقند حضرت صاحب‌قران اعيان زمان و افاضل دوران را به استقبال فرستاده شرايط اكرام و اجلال به جاى آورد و در محل مناسب مقام داد و چند سال در مسند عزّ و جلال به افادهء اهل كمال اشتغال داشت و چند تصنيف معتبر در آن مجمع فضل و هنر به خامهء گوهرنگار بر ورق روزگار نوشته يادگار گذاشت و تفصيل و اجمال در شرح احوال آن قدوهء اهل كمال حواله به رساله‌اى است كه در باب مصنّفات آن جناب افادت مآب به تحرير پيوسته و من ارادها فليطالع تمة . و اين سخنان در اثناء فتح خوارزم بر سبيل استطراد ثبت افتاد . باز بر سر مقصود بايد رفت . حضرت صاحب‌قران متعيّنان خوارزم را كوچانيده امير شيخ على بهادر را در خوارزم داروغه گذاشت و به عزم معاودت به جانب ماوراء النهر لواى فتح و ظفر برافراشت و شهركش را با روى عالى بنياد نهاده استادان خوارزمى سرايى عالى كه حالا به آق سرا مشهور است طرح انداختند و از جميع قلم رو مهندسان و بنايان در آن عمارت كار كرده بارگاهى پادشاهانه پرداختند چنانچه نظير آن‌جايى نشان نمىدهند و طاق كسرى را از آن « 1 » فروتر مىنهند .

ذكر تزويج سونج قتلق آغا به ملك‌زاده پير محمد بن ملك غياث الدين پير على

حضرت صاحب‌قران طوى پادشاهانه و جشنى خسروانه جهت زفاف ملك‌زاده پير محمد با سونج قتلق آغا ترتيب فرمود و آن درّ درج بزرگى را به ملك‌زاده
هامش
( 1 ) . ك : از او .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 519 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى