خواهرزادهء حضرت صاحبقران دختر شيرين بيك آغا نامزد او بود و در يورش خوارزم هنگام بزم و رزم متعزز و مكرّم ، نوشته بود كه از آن حضرت التماس نمايد كه جناب مولوى به جانب سرخس عزيمت نمايد و جناب مولوى رخصت يافته به سرخس آمد و چون حضرت صاحبقران بعد از فتح خوارزم به سمرقند آمد ، اكابر آن ولايت و مشايخ صاحب ولايت تهنيت فتح خوارزم گفته به عرض رسانيدند كه حضرت امير فتح خوارزم فرمود امّا حاصل آن را ملك محمّد سرخسى ربود . آن حضرت شرح اين سخن پرسيده عرضه داشتند كه حالا آثار مصنّفات جناب مولوى چون انوار آفتاب به شرق و غرب عالم رسيده و چون اعلام اسلام سر ارتفاع از اوج آسمان گذرانيده .
نظم
چنان گرفت جهان را ظهور تصنيفش * كه آفتاب بود ذرّهاى به وقت ظهور
دقايق سخن او خفى است همچو سها * و ليك گشته چو خورشيد در جهان مشهور
صرير كلكش در كشف مشكلات علوم * چنانكه نغمهء داود در اداى زبور
افاضل عالم اقتباس انوار علوم از انوار ضمير خورشيد تأثير او مىفرمايند و اماثل بنى آدم التماس اصناف فنون از رشحات فيض خاطر خطير او مىنمايند .
حضرت صاحبقران از استماع آن سخنان رقم تأسفى بر صفحهء خاطر همايون نگاشت و حكم جهان مطاع به استدعاى جناب مولوى روان داشت . جناب مولوى حكم را مطالعه نموده فرمود كه اگر با اين داعى مهمّى بود از خوارزم رخصت نمىبايست داد . حالا عزيمت جانب حجاز پيش نهاد راه رشاد و سداد است . به كرم معذور فرمايند و تكليف آمدن ننمايند . حضرت صاحبقران از اين جواب در