پير على بادك سخن گفتند . قرار يافت كه سلطان با لشكرهاى آذربايجان و آقا با سپاه سلطانيه و بعض عراق عجم اول پاييز متوجه جانب بغداد شوند .
وقايع سنهء احدى و ثمانين و سبعمائه
ذكر لشكر كشيدن حضرت صاحبقران به خوارزم نوبت چهارم
سال گذشته كه حضرت صاحبقران در اترار برابر ارس خان قشلاق كرد ، يوسف صوفى كينهء ديرينه ظاهر ساخت و لشكر فرستاده اطراف بخارا را تاخت . آن حضرت ايلچى فرستاد و پيغام داد كه با وجود خويشى سبب مخالفت چيست .
يوسف صوفى ايلچى را بند كرد و ندانست .
مصرع
كه بر ايلچى كشتن و بند نيست
آن حضرت ، از سر لطف در صحبت پيكى ، مكتوبى ديگر ارسال نمود و فرمود كه
وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ
« 1 » ايلچى مرا بازفرست . يوسف صوفى پيك را نيز بند كرد .
نظم
هيچ دشمن به دشمن آن نكند * كه كند مرد بىخرد با خود
و جمعى را فرستاد تا نواحى بخارا را غارت كرده شتران تراكمه را راندند .
حضرت صاحبقران را آتش غضب شعله زده با لشكرى آراسته متوجه خوارزم شد « 2 » و از درياى كهنه « 3 » گذشته شهر را مركزوار در ميان گرفته لشكرها به اطراف آن محيط شدند و به جهت خاصهء آن حضرت عمارتى بنياد نهاده « 4 » به زودى تمام شد و صبح و
هامش
( 1 ) . سورة المائدة 99 .
( 2 ) . ظفرنامه : « در شوال سال هفتصد و هشتاد هجرى مطابق اوّل قوىئيل ، وقت تحويل آفتاب به حوت . » ص 216
( 3 ) . ايضا : اسكى اكوز .
( 4 ) . ايضا : « بر حسب فرمان ، رعايت احتياط را ، حصارى ديگر برافراختند . »