تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
ريختند « 1 » و طبق به دربان بخشيد و متعاقب دروازه گشوده با لشكرها بيرون آمد . « 2 » اميرزاده عمر شيخ بهادر با مردان مرد و دليران صف نبرد . مصرع
از آب گذشته جنگ در پيوستند
و دشمنان بعد از كوشش بسيار فرار نموده به حصار درآمدند و نوشيروان و ايلچى بوقا [ را ] زخمهاى گران رسيده . ايلچى بوغا صحت يافت و نوشيروان به عالم بقا رفت . حضرت صاحب‌قران فرمود تا منجنيق نصب كرده كوشكى كه يوسف صوفى در برج برابر ساخته بود انداختند و مدّت محاصره و تعذيب مسلمانان ، جهت زيادت‌جويى جاهلان و آن‌كه مىگويند دنيادارى است و نزد ارباب بصيرت مردارى . آرى . شعر
و ما هى الّا جيفة مستحيلة * عليها كلاب همّهن اجتذابها
نظم
چيست دنيا و خلق و استظهار * خاكدانى پر از سگ و مردار
تا سه ماه كشيد « 3 » و آخر قضاى الهى حكم رانده دولت يوسف صوفى به آخر رسيد و در منتصف رجب رخت وجود به مرحلهء عدم رسانيد
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
« 4 » بعد از وفات او ، ميان خوارزميان خلاف شده جمعى جانب مانيق « 5 » صوفى گرفته بعضى ميل خواجه لاق داشتند كه ولىعهد بود . عاقبت طرف مانيق صوفى غالب آمده خواجه لاق از دروازهء شيخ‌زاده خود را بيرون انداخت و صاحب‌قران را
هامش
( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف : « از بالاى حصار ظفرنامه . » ( 2 ) . ايضا : « سردارى حاجى نام دروازه بازكرده با لشكرى مستعد . . . » ( 3 ) . ظف : سه ماه و شانزده روز ( ص 219 ) . ( 4 ) . سورة البقرة 156 . ( 5 ) . س : بانيق .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 513 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى