تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
يافت و او مردى صاحب وقوف بود . « 1 » روزى آن حضرت از او احوال و اوضاع تيمور ملك استفسار نمود . اوزبك تيمور عرضه داشت كه تيمور ملك شب و روز به شرب خمر مشغول است و تا چاشتگاه در خواب است . اگر صد مهمّ بزرگ واقع شود كس را مجال نيست كه او را بيدار كند . بنابرآن ، ايل والوس ازو نوميد شده تغتمش را مىطلبند . آرى هر پادشاه كه از محافظت ملك غافل ماند و روزگار به لهو و عشرت گذراند قواعد ملك رو به خرابى آرد .

ذكر فرستادن حضرت صاحب‌قران تغتمش خان را به جنگ تيمور اغلان ملك

چون حضرت صاحب‌قران احوال غفلت تيمور ملك اغلان استماع نمود ، باز تغتمش خان را به انواع انعام و اكرام اختصاص فرمود و امير غياث الدين ترخان و امير تومان تيمور و يحيى خواجه و اوزبك تيمور و نيكپى را با لشكر [ گران ] « 2 » فرستاد كه تغتمش اغلن را به طالع مسعود در ولايت سغناق بر سرير سلطنت نشانند و تيمور ملك اغلن در قراطال قشلاق كرده بود . تغتمش به سر او رفته جنگ بسيار كردند و تيمور ملك مغلوب شده تغتمش غالب آمد و اورس خواجه را به رسانيدن بشارت پيش صاحب‌قران فرستاد . آن حضرت را مسّرت افزوده چند روز به عشرت گذرانيد و فرستاده را خلعت داده بازگردانيد و تغتمش خان قشلاق به سغناق كرده
هامش
( 1 ) . عبارت مبهم است . ظفرنامه ( به اختصار ) : « در نوبت اول كه توقتمش اغلن روى التجا به حضرت صاحب‌قرانى آورده اوزبك تمور با او آمده بود و در آن‌وقت كه توقتمش از تمور ملك منهزم شد ، اوزبك تمور در چنگ افتاده آنجا بماند . او را گرفته پيش تمور ملك بردند و تمور ملك خون او را بخشيده رها كرد و بعد از مدتى كه در ميان ايشان به فلاكت بگذرانيد ، روزى پيش تمور ملك خان زانو زده درخواست كرد كه ايل و كسان او را باز دهند . تيمور ملك ملتمس او را مبذول نداشت و به او گفت كه اگر مىخواهى بايست و اگر مىخواهى برو . اوزبك تمور در همان زمستان گريخته پيش حضرت صاحب‌قران آمد . » ص 213 ( 2 ) . ك ، س : سنگين .