تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
و مبشّر بهادر با پانصد سوار بر دشمنان شبيخون برند . اتّفاقا از دشمنان هم در آن شب سه هزار مرد پيش آمدند « 1 » و جنگ عظيم كرده دلاوران سپاه منصور ظفر يافتند . اما يارق تيمور و خطاى بهادر شهيد شدند و تيمور ملك اوغلن كه پشت لشكر دشمن بود از دست و شست ايلچى بوغا تيرى بر ران خورده از آسيب آن زخم بازگشت و لشكر ارس خان عنان كشيده داشته امرا . مصرع
مظفّر و منصور بازآمدند
باز آن حضرت امير محمد سلطانشاه و مبشّر را فرمود كه رفته خبر تحقيق آورند . ايشان هريك يكى را گرفته رسانيدند و آن دو كس يك سخن چنين گفتند كه دو بهادر نام هردو ساتقين « 2 » به خبرگيرى آمده‌اند و امير اللّه داد و آق تيمور بهادر و پانزده سوار ديگر در بيرون اترار با دشمنان ملاقات كرده و دو كس از نامداران ايشان را انداخته و باقى را منهزم ساخته [ آق تيمور بهادر و كبكجى يورتچى ] « 3 » ساتقين كوچك را كشته‌اند و ساتقين بزرگ را [ دولتشاه « 4 » خازن ] گرفته به حضرت مىآورد . آن حضرت به نفس خود تاخت فرموده دشمنان را آواره ساخت و به تخت سلطنت عود نموده هفت روز توقف نمود تا دشمنان ايمن شدند و باز از شهركش عزيمت فرموده تغتمش قجرچى شد و در جيران قمش به ايل دشمن كه بىخبر بود رسيدند و كسى را مجال جدال و طاقت مقاومت نبود . لشكر منصور ايشان را غارتيده مال فراوان گرفتند . در اين اثنا چون دولت مساعد و سعادت موافق صاحب‌قران ظفر قرين بود ارس « 5 » خان وفات يافت .
هامش
( 1 ) . ظف : « و شب در راه با پسر اروس خان ، تمور ملك اوغان ، دچار آمدند . » ( 2 ) . ايضا : از جانب مخالف دو بهادر نام ايشان الغ ساتقين و كجك ساتقين با صد مرد به خبرگيرى آمده‌اند . » ص 207 - نسخ : سايقين . ( 3 ) . ايضا : [ كبكجى يورتچى برادرزادهء آقتمور بهادر ] . ( 4 ) . ظف : هندو شاه . ( 5 ) . ظف ( به اختصار ) : « معلوم شد كه اروس خان منهزم گشته است و قرا كيبك را به جاى خود گذاشته به نفس مبارك متوجه دشمن شد و قرا كيبك نيز رفته بود . » ص 208