عادل آقا خبر يافته جمعى به استقبال او فرستاد و او را تعظيم و تكريم نموده ولايت همدان را به او ارزانى داشت و جمعى امرا را ملازم او گردانيد .
وقايع سنهء ثمانين و سبعمائه
ذكر عزيمت حضرت صاحبقران به جانب قمر الدّين
صاحبقران ، بعد از مراجعت از مغولستان ، باز اميرزاده عمر شيخ را از سمرقند با امراى معتبر چون خطاى بهادر و آق تيمور بهادر و آق بوقا بهادر به جانب مغولستان فرستاد و در اتاقرم « 1 » با قمر الدّين جنگهاى مردانه كرده عاقبت قوّت دولت صاحبقران قمر الدّين را گريزانيد و مال فراوان [ سپاه ظفر نشان گرفته به سمرقند آمدند و احوال مغولستان تقرير كردند . آن حضرت به عزم استيصال مخالفان با لشكر فراوان ] « 2 » به نفس نفيس شريف عزيمت نمود و بعد از قطع منازل و طى مراحل در [ ايس كول ] « 3 » به ايل قمر الدين رسيدند .
بيت
به شمشير پولاد و تير خدنگ * گذرگاه كردند بر مور تنگ
و هردو سپاه جنگ بسيار كرده آخر الأمر قمر الدّين پشت داد و روى به گريز نهاد و آن حضرت بسيارى از مردم او كوچانيده عزيمت معاودت نمود . در اين اثنا از طرف سقناق خبر رسيد كه بيك پولاد با تغتمش خان جنگ كرده و تغتمش پناه به آن حضرت آورده نزديك است . صاحبقران نويان تيمور « 4 » را با تحف و هدايا به استقبال فرستاد و رايات همايون در سمرقند نزول فرمود .
هامش
( 1 ) . ظف : « در بيابان قراتو به قمر الدين رسيدند . » ص 203
( 2 ) . ك ندارد .
( 3 ) . ظف : « در بوغام آسىكول » . ظاهرا ايسى كول صحيح است . اين كلمه در كتاب عجائب المقدور آسىكول آمده است ( ر ك ترجمهء كتاب مذكور به نام زندگى شگفتآور تيمور صفحات 261 و 214 )
( 4 ) . ظف : « امير تومن تمور اوزبك . »