و امير آق بوقا شرح احوال به طريق استعجال عرضه داشت صاحبقران نمود و آن حضرت از كات گذشته « 1 » به واسطهء اين خبر معاودت نمود و اميرزاده جهانگير را منغلاى ساخته قراول ياغى تا كرمينه استقبال كرده بود . چون مجال جدال نديدند گريخته به عادلشاه و سارى بوغا رسيدند و ايشان روگردان شده پناه به درگاه ارس خان بردند . آنجا التفاتى نيافته عازم مغولستان شدند و به امير قمر الدّين پيوسته او را به افساد ارشاد كردند و صاحبقران به سمرقند آمده امير آقبوقا و اكابر آنجا را تربيت فرمود و اميرزاده عمر شيخ بهادر را به جانب اوزگند فرستاد .
احوال خراسانات و ايلچى فرستادن حضرت صاحبقران به بلدهء هرات
حضرت صاحبقرانى ايلچى پيش ملك غياث الدين به هرات فرستاده تمهيد قواعد مصادقت و تشييد مبانى مودت را استحكام داد . مضمون رسالت آنكه ميان ما دوستى قديم است و ارادت آنكه دوستى زيادت شود و بيگانگى به يگانگى مبدل گردد . ملك جواب داد كه بنده و خدمتكارم . اگر فرزند پير محمد را به غلامى قبول فرمايند موجب افتخار باشد . صاحبقران خواهرزادهء خود سونج قتلغ آغا دختر شيرين بيك آغا را نامزد ملكزاده كرد و ملكزاده با تجمّل فراوان و اعيان خراسان در سنه « 2 » به ماوراء النهر آمده آن حضرت او را تربيت و نوازش فرمود و در يورش خوارزم ملازم بود و شرح آن گفته شود ان شاء اللّه .
و در اين سال
درويش ركن الدين چنانچه در سال گذشته مذكور شد به شيراز رفت و شاه شجاع جهت او و سيصد مرد [ ملازم ] « 3 » او ادرار بسيار مقرّر داشت . امّا چون بودن
هامش
( 1 ) . ظف : « ازكات گذشته به خاص رسيده بود . »
( 2 ) . در نسخ سفيد مانده - حبيب السير : « در شهور سنهء 779 ملك پير محمد به ماوراء النهر شتافته امير تيمور گوركان او را منظور نظر عواطف و مراحم ساخت . »
( 3 ) . س ندارد - ك : ملازمان .