تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
محافظت ملك موروث كه مقّر جلال و مستقّر اقبال است اولى دانست و مىگفت از شآمت راى ناصواب شاه يحيى ممالك آذربايجان و تختگاه ايران زمين كه خلاصهء اقليم چهارم است اضطرارا لا اختيارا مىبايد گذاشت و امراى فارس كه به اطراف آذربايجان رفته بودند هريك را حادثه‌اى افتاد كه روى به تبريز نهادند و در كنار آب جغتو دو سردار شبلى داود و عمر چوب‌دستى « 1 » صبحگاهى در اوجان تاختند و آوازه انداختند كه سلطان حسين با ده هزار سوار رسيد و اصفهانشاه را گرفتند و مردم او گريخته به تبريز آمدند و مسافر آقا از جانب بغداد به مراغه آمده آوازه انداخت كه سلطان به سنتاى آمد . شاه شجاع چون ديد كه دشمن نزديك است و لشكر او متفرق بساط نشاط درنورديده در قلب شتا كه مرغ را مجال پرواز نبود از تبريز كوچ فرمود . « 2 » بيت
از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز * كه چون جا گرم كردى گويدت خيز
ابر سنجابى از اشك سيما بىهيچ كم نمىكرد . هر زمان آفت بيابان و زحمت راه زيادت مىشد . خاطر پادشاه گاهى از بهر دوست و گاهى از قهر دشمن متفكر و از حركت شاه يحيى انگشت تحسّر به دندان تحيّر « 3 » و از آن طرف سلطان حسين كه از جنگ گاه پناه به بغداد برده بود ، چون از مراجعت پادشاه آگاه
هامش
( 1 ) . نسخ : شبلى و داود و طرحوت دشتى - تصحيح از تاريخ محمود كتبى كه در آن آمده : « در كنار آب جغاتو دو امير بودند از صحرانشينان آن‌جا يكى را شبلى داود و بيچلو مىگفتند و يكى را عمر چوب دستى » ص 93 اين نام اخير در جامع التواريخ حسنى « عمر چوب‌كش » آمده است . ( 2 ) . در خصوص علل بازگشت شاه شجاع و شرح سبكسريهاى او در تبريز رجوع شود به تاريخ محمود كتبى ( ص 92 ) و ذيل جامع التواريخ ص 202 كه از معشوقهء او به نام « حرم بومى » نام مىبرد و تاريخ آل مظفر حافظ ابرو و تاريخ عصر حافظ مرحوم دكتر غنى . ( 3 ) . ك : [ تحير مىگويد ] . ولى در حافظ ابرو كه كلمه به كلمه درين جا نقل شده مطلب به صورتى است كه در متن آمده .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 487 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى