داشته مجموع مردم او را مرسوم و انعامات فرمود و مال قريهء غوريان فوشنج و چند موضع ديگر جهت اخراجات خاصهء او تعيين كرده ملك اوّل بهار متوجه نيشابور گشت و امير اسكندر در اين يورش جدّ و اجتهاد بسيار نمود و نيشابور را محاصره كردند . امير ولى نيز از مازندران آمده سبزوار را محاصره كرد . ميان ملك و امير ولى مراسلات بود و هردو لشكر از يكديگر انديشهمند شدند . امير ولى ، سبزوار ناگرفته ، به مازندران رفت و ملك نيشابور گرفته به امير اسكندر سپرد و به هرات عود نمود .
ذكر احوال عراق و آذربايجان و رفتن پادشاه مطاع شاه شجاع به آذربايجان
صيت هيبت و دبدبهء شوكت شاه شجاع در بلاد عراق بل در ممالك آفاق خاصه بعد از وفات شاه محمود ازديادى هرچه تمامتر يافت . والى لركوچك ملك عزّ الدين كه به واسطهء استيلاى شيخ على اناق كه پيشتر از خدّام شاه شجاع بود و از بيم شاه پناه به والى بغداد برده ملك مشار اليه مجال جنبش نداشت و با شيخ على به ضرورت طريق انقياد مسلوك مىداشت ، در اين وقت پناه به درگاه شاه شجاع آورده رسولان با مراكب راهوار و ظرايف بىشمار روان ساخت و سكه را به فرّ القاب پادشاه آراسته پايهء منابر اسلام به شرف نام همايون برافراخت . شيخ على اناق كه گرگى محيل و روبهى محتال بود به سبب وفات سلطان اويس شكسته دل و پريشان خاطر گشت و فوت شاه محمود و تسلّط شاه شجاع بر اصفهان موجب ازدياد مرض شده خوفى عظيم در دل او كار كرد . نايب او خواجه كافى الدين صورت اضطرار و انكسار او مرفوع داشته در همان ولا ، در ولايت همدان ، مرض او صعب شده بساط دولت بازپرداخت و امراى او به درگاه پادشاه آمدند و از جانب كرمان سيورغتمش افغانى با قرب دو هزار سوار به معسكر همايون پيوست و اركان دولت آذربايجان از حركات شنيعهء سلطان حسين بن سلطان اويس ملول بودند . چه ايام به استماع نغمات دلاويز و ترنّمات شوقانگيز گذرانيدى و صباح به تجّرع اقداح راح به