تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩

وقايع سنهء سبع و سبعين و سبعمائه

ذكر توجه حضرت صاحب‌قران به مغولستان

حضرت صاحب‌قران در اول شعبان اين سال « 1 » مطابق توشقان ييل عزيمت مغولستان نموده با لشكرها در موضع قطغان « 2 » نزول فرمود و در اين ايام برف و بارندگى به غايتى رسيد و شدت سرما به نهايتى انجاميد كه خون در عروق بست و آدمى و چهارپاى بسيار تلف شد . آن حضرت ترحّم فرموده معاودت نمود و بعد از دو ماه غرهء شوال لشكرها جمع آورده و اميرزادهء جهانيان جهانگير را منغلاى ساخته امير شيخ محمد بيان و امير عادلشاه را در ركاب او روان فرمود « 3 » و در موضع جارون خبر آمد كه قمر الدين لشكرها به موضع گوگ‌تپه جمع آورده انتظار حاجى بيك مىبرد و از توجّه صاحب‌قران بىخبر است . منغلاى به تعجيل روان شده و قمر الدّين وقوف يافته چون طاقت مقاومت نداشت موضع حصين كه آن را بركهء غوريان « 4 » گويند و سه رودخانه آن‌جا روان است از دو رود گذشته نزديك رود سيّم فرود آمد و راهها محكم ساخت « 5 » . منغلاى نيز متعاقب رسيد . قمر الدّين كه در ظلمت شب خودنمائى مىكرد ، چون صبح صادق دميد و كثرت سپاه ظفرپناه مشاهدهء او گرديد رعب و هراس بر او غالب شده رو به گريز نهاد . دلاوران منغلاى تكاميشى كرده بسيارى از لشكر او به قتل آوردند و چون آفتاب بلند شد حضرت صاحب‌قران رسيد . اما امير داود و
هامش
( 1 ) . ظف : « روز پنجشنبه غرّهء شعبان سنهء ستّ و سبعين و سبعمايه » . ( 2 ) . س ، ك : موان - ف : قسوان - تصحيح از ظفرنامه على يزدى چاپ تهران ( ص 188 ) . ( 3 ) . ظف : « شيخ محمد بيان سلدوز و عادلشاه پسر بهرام جلاير كه بعد از وفات پدرش حضرت صاحب‌قران ايالت ايل جلاير را به او تفويض فرموده بود » ص 189 . بايد توجه داشت كه شيخ محمد پسر امير بيان سلدوز بوده است و لذا اين نام را به صورت اضافهء « محمد » به « بيان » بايد خواند . ( 4 ) . ف : ر كه - س : نركه - تصحيح از ظفرنامه . ( 5 ) . ظف : « به محلى حصين كه آن را بركهء غوريان نامند پناه جست و آن سه دره است به غايت مغاك و سه رودخانهء عظيم آن‌جا جارى است . قمر الدين با سپاهش از دو دره گذشته در درهء سيوم فرود آمدند . » ص 189 .