نظم
جهان سفله اگر با كسى وفا كردى * ز كيقباد كجا منتقل شدى به قباد
امرا و اركان دولت را جمع آورده گفت وقت استرداد امانت و بازسپردن وديعت است . برادرزادهام اويس از حضرت آقا ام شاه شجاع مأيوس شده بعد از دفن من با او بيعت كنيد كه او از عهدهء دارايى عراق بيرون تواند آمد و چند كلمه به حضرت شاه شجاع مرفوع گردانيد . شمهاى از عارضهء خود و اختيار سفر عقبى و فرمود كه بر عرصهاى كه عرضهء فناست چه اعتماد و بر مملكتى كه قابل مهلكت است كدام اعتضاد . اگر تا غايت از وساوس شيطانى و هواجس نفسانى بل رواجس مفسدان انسانى جريمهاى صادر شد نقوش آن از لوح ضمير به آب عفو مغسول فرمايند .
نظم
اگر من برنخوردم از نكويى * تو برخوردار باش از خوبرويى
مر اگر روز و روزى رفت بر باد * ترا هرروز روز از روز به باد .
و از اصول و اعيان عراق استحلال نموده در زمان رحلت فرمود كه :
نظم
بس پريشانم و فكرم ز پريشانى نيست * فكرم آن است كه اين جمع پريشان گردد
مرغ روح پاكش از حضيض خاك به اوج افلاك پرواز كرده محنتآباد دنيا را بازپرداخت . « 1 »
مصرع
فرورفت آفتابش در سياهى
هامش
( 1 ) . روز نهم شوال سال 776 هجرى ( تاريخ محمود كتبى ص 91 ) و هم درين كتاب آمده است : « مدت سى و هشت سال و پنج ماه و نه روز عمر يافت . هفده سال حكومت عراق كرد ازين جمله دو سال در پارس » در مجمل فصيحى خوافى مرگ وى در حوادث سال هفتصد و هفتاد و پنج آمده است .