نظم
اى سپهر آهسته رو كارى نه آسان كردهاى * ملك ايران را به مرگ شاه ويران كردهاى
آسمانى را فرود آوردهاى از اوج خويش * بر زمين افكندهاى با خاك يكسان كردهاى
آفتابى را كه خلق عالمى در سايه بود * زير مشتى گل به صد زاريش پنهان كردهاى
نيست كارى مختصر گر با حقيقت مىروى * قصد خون و مال و عرض هر مسلمان كردهاى
زين مصيبت در زمين واقع نگشت از دور تو * آسمان را زان زمان كاغاز دوران كردهاى
روزگا را روزگار دولت سلطان اويس * ياد كن و آن بر خلايق رحمت سلطان اويس
سلطان حسين روز ديگر بر تخت سلطنت نشسته امرا و ملازمان را به شغلى كه مقرّر بودند مسلّم داشت . خواجه سلمان در تهنيت جلوس او گويد :
هامش
روضات الجنات حافظ حسين كربلائى به قلم مرحوم جعفر سلطان القرايى ( ص 532 ) در اين تعليقات آمده كه سنگنبشته گور سلطان اويس به تازگى پيدا شده و آن سنگى است به درازاى بيش از دو متر و بر آن نوشته شده :
نفسى الفداء لقبر انت ساكنه انتقل السلطان الأعظم المغفور و الخاقان الملهم المبرور ، الرّاجى عفو اللّه الغفور ، معزّ دين اللّه المنصور ، شيخ اويس بهادر خان عليه رحمة الرحمن و الرضوان من دار العمل الى فردوس الجنان فى ثالث جمادى الأول سنة ست و سبعين و سبعمائه .