هداياى پادشاهانه و تنسوقات ملوكانه به خوارزم فرستاد . امير يوسف صوفى وظايف تعظيم و تكريم تقديم نمود و خانزاده را با چنان ترتيبى كه لايق چنين حضرتى باشد روان فرمود و حضرت صاحبقران ، جهت كمال احترام و اجلال ، فريغا خاتون « 1 » عروس پسر قيدوخان را به استقبال فرستاد و نويينان و سادات و علما و قضات تا نواحى كات پيش آمدند به اعزاز و اكرام و توقير و احترام خانزاده را به سمرقند آوردند و در مجلسى مشحون به اكابر و اعيان و مفاخر زمان به موجب شرع مطهر و طالع سعد عقد نكاح بستند و زر و جوهر و مشك و عنبر نثار كردند و طويهاى نامدار و بزمهاى شاهوار كه نطاق اوصاف و صاف از شرح آن قاصر آيد و فصاحت عبارت از بيان آن عاجز باشد مرتّب داشته مدتى مردم ماوراء النهر در عيش و راحت و آسايش و فراغت گذرانيدند .
ذكر احوال عراق عرب و آذربايجان
سلطان اويس ، در اواخر سال ، بعد از وفات خواجه مرجان كه سالها حاكم عراق عرب و بغداد بود ، خواجه سرور را به حكومت آن ديار فرستاد و در سنهء 776 غلبهء آب در بغداد به جايى رسيد كه غير چند عمارت عالى باقى خراب گرديد و قرب چهل هزار آدمى در زيرآ « 2 » بار آمدند « 3 » و مولانا ناصر بخارى آنجا فرموده است :
نظم
دجله را امسال رفتارى عجب مستانه بود * پاى در زنجير و كف بر لب مگر ديوانه بود
هامش
( 1 ) . ظف : فزتقا - قرقتا ( ص 184 ) - ف : مربعا خاتون .
( 2 ) . ذيل جامع : بغداد از غلبهء آب غرق شد و به كلى خراب شد . چنانكه قرب چهل هزار آدمى در زير خانهها بماندند .
( 3 ) . ك ، س : بماند .