تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

من انشائه

بانى كرمان اردشير بابكان بوده است و پدران ما به زخم شمشير آبدار در قبضهء اقتدار آورده‌اند و ما به نفس خود كرة بعد اخرى تسخير آن كرده‌ايم و به امانت به او سپرده و او در امانت خيانت كرده و از نصّ قاطع
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 1 » نينديشيده . رجاى صادق و اميد واثق است كه به ايسر وجوه از وى استرداد رود و جزاى كفران
لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ .
« 2 » مصرع
نه از من ، از زمانه بازبيند
نظم
اگر بد كنش مرد زنهار خوار * به گردون گردان رود زهره‌وار زمانه ز گردون به زير آردش * به دست بد خويش بسپاردش
و فرمود كه وقتى اين درخواست به قبول مقرون افتد كه برادر و پسران را فرستد و قلاع اندرون شهر به كوتوالان ما بسپارد . چون اسد اين خبر شنيد و به ذخاير استظهار داشت و به مدد آذربايجان و اصفهان اميدوار بود ، در مقام عصيان به قرار سابق طغيان نمود . امّا هرروز فوجى از كرمان بيرون آمده ملحق مىشدند . سلطان احمد از غلبهء مردمى كه بيرون آمدند متوّهم شده خواست كه به جانب مشيزرود . امرا منع فرمودند . بنابرآن‌كه اگر اسد را ميسّر شود كه ارتفاعات حومه به اندرون شهر برد موجب مزيد استحكام و قوّت او شود و در اين اثنا ، سيصد سوار نوروزى از اسد روگردان شده پيش سلطان احمد آمدند و موافق امرا سخن گفتند و قرار بر آن يافت كه در بلوك ماهان اقامت نمايند و امير محمد جرمايى با سيصد سوار
هامش
( 1 ) . سورة النساء 58 . ( 2 ) . سورة فاطر 43 .