تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
كشتىگيران كرمانى و خراسانى ميان ملازمان مادر پادشاه و نوكران اسد نزاع تمام شد « 1 » و خاتون شكوه از اسد به شيراز نوشته هم در آن اثنا عازم فارس گشت « 2 » و پهلوان شهر خالى يافته بنياد استحكام قلاع و عمارت بارو كرد و هرچند شاه را اعلام مىنمودند باور نمىفرمود تا جناب پهلوان از عمارت قلاع و بارو بپرداخت و از اطراف خراسان و نواحى كرمان حشرى جمع ساخت و از متّمولان كرمان و متعلّقان مادر شاه مال بسيار گرفت « 3 » و داعيه شد كه قرين خواجه على مؤيد در خراسان او نيز در كرمان سربدار باشد . شاه شجاع آگاه شد عزيمت كرمان نمود و امير سيورغتمش به قلعهء سليمانى درآمد و امير معزّ الدين اصفهانشاه « 4 » نامزد محاصرهء او گشته ، پادشاه در شهور سنهء 774 به كرمان رسيد و تدبير جز محاصره نديد . اطراف كرمان را دايره‌وار احاطه كرده شهر مركز آسا در ميان ماند و كار بر اهل شهر تنگ آمد . اسد شاه يحيى را كه محرّك فتنه بود اعلام نمود و شاه يحيى به ظاهر قوّت مدد اسد نداشت . پوشيده ، پهلوان خرّم خراسانى را كه در فارس قايم مقام پادشاه بود اغوا و اغرا نموده بر آن داشت كه اسد را در چنين واقعه‌اى از روى خراسانيت مددى مىبايد كرد . پهلوان خرّم قبول كرده به ترتيب اسباب حرب و آلات و ادوات طعن و ضرب اشتغال نمود و ظاهرا به عرض پادشاه رسانيد كه بندگى حضرت از تختگاه
هامش
( 1 ) . تاريخ محمود كتبى : « والدهء پادشاه جانب كرمانى گرفت و پهلوان اسد جانب خراسانى . » ص 86 ( 2 ) . جامع التواريخ حسنى : « مخدوم شاه بفرمود تا آن خراسانى را بزدند و فتنه سخت شد ميان كرمانيان و خراسانيان . مخدوم شاه گفت من در كرمان نمىنشينم كه اسد بىآبرويى من مىطلبد . خواجه محمد بعليابادى كه معمار مملكت بود گفت اگر اشارت شما باشد ، چاخويان را بگويم كه قصر بر سر او اندازند . بدين سخن كينهء پهلوان مستحكم شد . » ( 3 ) . تاريخ كتبى : « كاركنان والدة السلاطين را بگرفت و خزاين و دفاين او را كه از پدران به ميراث يافته بود به زخم شكنجه بگشود و خواجه محمد بعليابادى كه معمار مملكت بود مقيّد ساخت و هرچه داشت ازو بگرفت و عاقبت بكشت و خواجه شمس الدين زاهد كه يكى از اكابر بلوك اقطاع بود به طعام زهرآلود هلاك گردانيد و مال او را نيز در تحت تصّرف آورد . » ص 87 ( 4 ) . ك : اصفاهانشاه .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 461 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى