تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
خاشاك خندق را بينباشتند و گوجه ملك را اشارت كرد كه به خندق درآيد . ترس بر او غالب شده تعلّل نمود . خمارى يساول بىتوقّف و تعلّل درآمده مبشر و باى خواجه در رفته لشكريان درريختند و از آب گذشته اول شيخ على بهادر بالاى فصيل برآمد و مبشّر پاى او گرفته هردو به زمين افتادند . باز شيخ على بهادر بر سر فصيل برآمده دشمن نيزه حوالهء او كرد و او نيزه را گرفته و شكسته تيغ بر سر او راند . لشكريان از اطراف درآمده به آتش شمشير آبدار دمار از آن بادپيمايان خاكسار برآورد و اموال حصار تاراج شده روز ديگر متوجه خوارزم گشتند و گوجه ملك را جهت تقصير چوب ياسا زده و بر دم خربسته به جانب سمرقند فرستادند . امير غياث الدين ترخان « 1 » و خواجه يوسف به منغلاى رفته بر لب آب كولان « 2 » به منگلى خواجه كلك كه به رسم قراولى از جانب خوارزم آمده بود رسيدند و از طرفين كارزار كرده كوشش بسيار نمودند . عاقبت بهادران جغتاى لشكر خوارزم را شكسته جمعى را كشته و بعضى را خسته و بسته و باقى را پريشان ساختند . امير حسين صوفى از مقاومت عاجز شده قلعه را محكم ساخت و كسى را رخصت نمىداد كه از دروازه بيرون آيد و صلاح در آن ديد كه در صلح زده كات و خيوق را بازگذارد و بدين جهت ايلچيان با تحف و هدايا پيش صاحب‌قران فرستاد و در اين اثناء امير كيخسرو به امير حسين صوفى پيغام داد كه صلح نكند و با هركه دارد بيرون آيد كه سپاه سمرقند به تاخت و غارت هرطرف رفته‌اند و من در صف معركه جرگهء امير تيمور شكسته به او مىپيوندم . امير حسين صوفى ، بنابر پيغام امير كيخسرو با تمام لشكر خود ياساميشى كرده بيرون آمد و نزديك لشكر آن حضرت رسيد و سپاه ظفرپناه اكثر به تاخت رفته بودند . صاحب‌قران گذر آب گرفته ، راه خوارزميان بربست و بهادران از اطراف رسيده غلبه‌اى جمع آمد و از جانبين تيرباران كرده اول از غلامان آن حضرت
هامش
( 1 ) . ظف : « از نسل قشليق كه چنگيز خان او را ترخان كرده بود . » ص 177 ( 2 ) . ظف : « به جوى كورلن رسيدند منگلى خواجه و كلك باجوقى از سپاه ياغى آن‌جا بودند . » ص 178