تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
فرمود . ناگاه خبر آمد كه كپك تيمور سر از جادهء متابعت پيچيده آن حضرت را آتش غضب برافروخته فرمود كه بهرام جلاير و عباس بهادر با جمعى دلاوران متوجه مغولان شوند . امرا بر حسب فرموده عزيمت نموده نزديك ياغى رسيدند . در اين حال ، بعضى از ايل بهرام جلاير ، به اتفاق امير صده تيزكجى « 1 » كه دشمن قديم بهرام بود ، خواستند كه بهرام را بگيرند . او واقف شده با امرا مشورت كرد . مصلحت چنان ديدند كه آن سخن نهان داشته مفسدان را جهت صلاح وقت اكلكا دهند و بر آن موجب عمل كرده ايشان را غافل ساختند و صفها آراسته آبى بزرگ در ميان حايل بود و عبور ميسّر نمىشد . خطاى بهادر و شيخ على بهادر به تعصّب يكديگر بر آب زده گذشتند و بر لشكر كپك تيمور حمله كرده و ايشان را برهم زده باز به لشكر خود پيوستند . چنانچه مدّتها مىگفتند كه ايشان يكديگر را از چند ورطهء هايل بيرون آورده‌اند . فى الجمله كپك تيمور و امرا صلح كرده مراجعت نمودند و مفسدان جلاير را به ياسا رسانيده به خدمت حضرت صاحب قران مشّرف شدند . آن حضرت غضب فرموده از غايت غيرت و حميّت به نفس شريف متوجه شد و كپك تيمور از توجه سپاه ظفر پناه آگاهى يافته گريزان سر در بيابان بىپايان نهاد و عساكر منصور آن نواحى را تاخته بازگشتند و خاطر از آن‌جانب جمع شد . چون به مرحلهء زرنق « 2 » رسيدند ، شخصى در خلوت عرضه داشت كه امير موسى و زنده حشم و پسر امير خضر يساورى و خان‌زاده ترمد و شيخ ابو ليث سمرقندى اتفّاق نموده سوگند خورده‌اند كه در منزل قراسمان آن حضرت را بگيرند « 3 » و آن شخص قبول كرد كه به حضور ثابت كند . آن حضرت در ديوان نشسته نام - بردگان را يك‌يك به حضور آورد و يارغو پرسيده چون بسيار كس در آن مشورت
هامش
( 1 ) . س : تركچى - ظف : تزكجى . ( 2 ) . ظف : « در موضع آدون گوزى . » ( 3 ) . ظف : « به مصحف سوگند خوردند كه چون به موضع قراسمان رسند ، حضرت صاحبقران را در هنگام شكار به حيله بگيرند . » ص 171
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 454 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى