او به درگاه آيد . آن حضرت ملتمس او را مبذول داشته عازم سمرقند شد . زنده حشم امير موسى را با برادر كهتر خود اسلام نام پيش آن حضرت فرستاد و الجايتو را شفيع انگيخته خود با شمشير و كفن روى به حضرت آورد . شفاعت الجايتو عزّ قبول يافته زنده حشم به شرف بساط بوس مشرّف شد . حضرت صاحبقران بر پيرى و ضعف او بخشوده از سر گناهان او درگذشت و امير موسى را به قرار معهود حرمت داشته جرايم او را نيز عفو فرمود و هردو را به خلعت و انعامها مخصوص گردانيد و در مشورت مملكت مدخل داد و هريك را به مقام عزّ او فرستاد .
در اين سال ، احوال بلاد خراسان
ملك غياث الدّين پير على در هرات حاكم بود و امير على بيك ارغونشاه در طوس و ابيورد و نسا و يازر و خواجه على مؤيد در سبزوار و نيشابور و امير ولى در مازندران لشكر مرتب داشته به رى رفت و سلطان اويس از آذربايجان به دفع او استقبال نمود و منغلاى او در رى جنگ كرده شكست يافت و چون سلطان اويس با غلبهء تمام رسيد ، امير ولى را تاب مقابله نمانده عنان برتافت و از لشكر او گروه انبوه به قتل آمده جمعى دستگير شدند و سلطان تا سمنان در عقب ولى رفته به يراق امرا « 1 » مراجعت فرمود . سبب مراجعت سلطان آن بود كه در آنوقت كه عازم حرب امير ولى مىشد به تدبير اركان دولت مكتوبى به خواجه على مؤيد نوشت و او را به موافقت خواند تا به اتفاق ولى را از پيش بردارند . چون ولى شكسته به مازندران رفت ، سلطان باز استدعاى حضور خواجه على كرده بر حاشيهء مكتوب به خطّ خود به حلّ زر نوشته بود كه :
نظم
نياز است ما را به ديدار تو * بدان پرهنر راى هشيار تو
هامش
( 1 ) . ذيل جامع التواريخ : « سلطان تا سمنان برفت . امرا مصلحت نديدند . از سمنان مراجعت نمود . » ص 196