تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
آن‌جا گذرانيد و بهار زنده حشم بيرون آمده دست در دامن شفاعت امير جاكو زده از افعال سابقه توبه و استغفار كرد . امير جاكو پيش صاحب قران آمده به اتفّاق امرا شفاعت او كرد و آن حضرت را مكارم اخلاق پادشاهانه بر آن داشت كه اقتدا به سنّت الهى نموده عصيان او را به احسان مقابله فرمود و از خون او گذشته گفت هرچه از ولايت گرفته باشند بازدهند و انعام و اكرام فرموده مرتبهء او را بلند گردانيد . باوجوداين مكارم ، باز نفس خبيث او را بر مكر و خديعت داشت و چون تقدير موافق تدبير نبود ، از آن كوششها جز خسار و ادبار نفزود و آدمى را هيچ خصلت بدتر از كفران نعمت و ناسپاسى نيست . نظم
كافر نعمت بسى بتر از كافر * زيرا كه بود كفر يكى كفران دو

ذكر لشكر كشيدن حضرت صاحب قران « 1 » به جانب مغولستان « 2 »

حضرت صاحب قران ، بعد از فراغت از مهمّ زنده حشم ، لشكرها جمع آورده متوجه مغولستان شد و از نواحى اوزگندو فرغانه ايشان را رانده بعضى را كه سعادت مساعدت نمود به ايلى درآمدند . از آن‌جمله كپك تيمور كه با آن حضرت سابقهء مودّت داشت به دولت آستان بوس مشرف گشته غجرچى شد و سپاه منصور جمعى مغولان را مقهور ساختند و آن حضرت تمام مغولستان را به كپك تيمور داده تا قراخواجه داخل يرليغ او گردانيد و به سعادت معاودت نموده در سمرقند نزول اجلال
هامش
( 1 ) . س : صاحبقرانى . ( 2 ) . تاريخ خوافى : عزيمت امير صاحبقران امير تيمور گوركان بر حرب جته . ظاهرا كلمهء جته يا چته را بايد با تاء مشدد خواند . امير خسرو دهلوى در غزلى به مطلع :سروى چو تو در « اوجه » و در « تته » نباشد * گل همچو رخ خوب تو البته نباشددر بيتى چنين گويد :اين شكل و شمايل كه تو كافر بچه دارى * در چين و ختا و ختن و جته نباشد