ابعث لنا ملكا نقاتل فى سبيل الله .
مقصود از تشبيب اين كلمات و ترتيب اين مقدمات آن است كه چون حضرت صاحبقرانى قواعد سلطنت و جهانبانى را به نيروى دولت و زور بازوى فتح و نصرت و حسن عنايت ملك معبود و يمن طالع مسعود و وقوع اتفاقات حسنه مستحكم مىگردانيد ، خواست كه احياى خاندان جغتاى كرده صحت نظر دوربين پادشاه بزرگ چنگيز خان را بر عالميان روشن گرداند كه جغتاى خان را به امير قراجار برلاس كه جد بزرگوار حضرت صاحبقرانى بود سپرد .
بنابرآن ، آن حضرت با نويينان و امرا مشورت كرده پادشاه سيورغتمش بن دانشمندجه هندو بن تور خان بن ملك بن اوكتاى قاآن بن چنگيز خان را كه بىسببى امير غزغن قصد پدرش كرده بود ، به پادشاهى الوس جغتاى تعيين نموده به طالعى سعد و ساعتى ميمون در موضع اربز « 1 » بر سرير مملكت نشاند و آنچه مناسب چنان مجلس باشد مرتب فرمود و چند روز به عيش گذرانيد « 2 » . بساط نشاط گشاده آيينهء روح را به صيقل راح جلا داد . ساقيان سيمين ساق ، به اقداح راح از صباح تا رواح ، مصباح ارواح مىافروختند و رامشگران زهره الحان به نغمات موزون و نقرات چنگ و عود و قانون آتش در جانهاى مشتاقان زده خرمن غم و اندوه را مىسوختند تا سرافرازان سراندازان شدند و گردنكشان آستينافشان گشتند و چون از آيين بزم پرداختند رايات
هامش
( 1 ) . تصحيح از ظفرنامه . نسخ : ارلور . محل اين نقطه در ظفرنامه چنين آمده است : به لب آب دره گز نزديك قلعهء « دربز »
( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : « اگر امير صاحبقران از اولاد جغتاى خان پادشاه تعيين مىكرد ، صحت نظر دوربين پادشاه چنگيز خان را به عالميان روشن كرده بود . حال آنكه سيورغتمش اوغلان از نژاد اوكتاى قاآن بن چنگيز است . پس چون احقاق حق جغتاى كرده باشد ؟ و فيه تأمل .
چون امير غزاغن كه جد امير حسين است دانشمندجه را كه پدر سيورغتمش اوغلان بود به قتل رسانيد و سيورغتمش اوغلان همواره با امير صاحبقران در شدايد و مشاق همراه بود و عدوات موروثى در ميان امير حسين و سيورغتمش اوغلان بود ، او را بر مسند سلطنت ممكن ساخت و الله اعلم . »