و شاه محمود در اصفهان جشن پادشاهانه ترتيب نمود و با آن در گرانمايه زفاف فرمود .
ذكر مخالفت حضرت صاحبقران با امير حسين
حضرت صاحبقران ، در امور مملكت و قواعد سلطنت ، نسبت با امير حسين وظايف معاونت و مساعدت به جاى آورده اعداى او را منكوب ساخت بل اكثر را از عرصهء عالم برانداخت و ميان ايشان اسباب خويشى مؤكد گشته تا آن غايت رعايت جانب او مىكرد كه پادشاه كابلشاه كه امير حسين او را به سلطنت نشانده بود از او گريخته از نواحى كش مىگذشت . حضرت صاحبقران او را به تدبير گرفته پيش امير حسين فرستاد و به عهد و شرط وفا نموده در قضاياى او تهاون نورزيد . بعد از اين همه جانسپارىها ، امير حسين پيغام داد كه آن حضرت با ايل والوس ولايت خود كوچ كرده « 1 » پيش ما آيد كه مهمات موقوف حضور اوست و فولاد بوقا و خليل مدد اين معنى شده قصد آن حضرت مىكردند و امير مؤيد كه داماد صاحبقرانى بود در حالت مستى پدر جاورجى را هلاك ساخت . امير حسين قاصد فرستاد كه خانهء او شيرين بيك آغا را كه خواهر آن حضرت بود كوچ كنند « 2 » و اميرزاده جهانگير را فرستاد و به آن حضرت پيغام داد كه امير موسى را با ايل كوچ مال « 3 » پيش ما فرست و تو به ضبط ولايت مشغول باش و مىخواست كه بدين حيله او را ايمن سازد و آن حضرت از آنجا كه بعد غور او بود از تدبير امير حسين وقوف يافته به حكم ضرورت بر آن طريق نامستحسن
هامش
( 1 ) . ظف : « از تلون مزاج خويش و افساد پولاد بوغا كه خويش او بود و امير خليل عهد و سوگند را يك سو نهاده مكر و حيله آغاز كرد و كس فرستاد كه از ايل والوس آن حضرت هركه را اسمى باشد از كش و آن نواحى كوچانيده به بلخ نقل كنند . » ص 142
( 2 ) . ظف : « كسى را فرستاد تا حرم او شيرين بيك آغا را . . . به بلخ برد و اميرزاده جهانگير را كه حضرت صاحبقرانى پيش او گذشته بود بفرستاد . » ص 142
( 3 ) . ظف : « با كوچ پيش ما بفرست . » ظاهرا : ايل و كوچ و مال