اندك زمانى عرصهء مملكت بازبايد پرداخت . يا سلطنت را وداع كلى كرده بر طرف ساخت تا نفس شريف سالم ماند و شاه محمود شهريارى [ است ] ذو شوكت و سلطان متمكن كه اگر رستم و اسفنديار در اين روزگار بودى حلقهء چاكرى در گوش و غاشيهء بندگى او بر دوش گرفتى . خود را با ديگر مماليك ملحق ساخته عرصهء عراق را بر خدام مسلم مىدارد و مدة العمر نطاق عبوديت بر كمر اخلاص بسته عازم آنكه عرصهء آفاق را به زخم شمشير آبدار جهت بندگى حضرت در قبضهء اقتدار آورد و باز عرضه داشت كه امير اختيار الدين حسن كليد فارس و نفس ناطقهء شاه شجاع است . او را مقيد مىبايد داشت . چون سراپردهء عصمت پناه در عراق نزول فرمايد ممالك عراق تسليم نموده شاه محمود متوجه فارس شود و ديگر باره مملكت در تصرف آمده ولايت يزد و كرمان و ابرقوه مسخر سازد و خواجه تاج الدين على الدوام ملازمت اركان دولت نموده جذب خواطر مقربان و محرمان و نواب و حجاب مىكرد و همه را از نفايس اجناس و ظرايف اثواب و خيول و دواب و جواهر زاهره و نقود فاخره شاكر گردانيد تا در خلوت پيش سلطان بار يافت و عرضه داشت كه بنده خود را مخصوص اين حضرت مىداند و اختيار عراق بنده راست . متعهد مىشود كه در هفتهء اول تمام عراق به نواب سراپردهء عصمت تعلق گيرد و باز به عرض رسانيد كه دختر شاه مظفر ، مخدوم شاه ، خواهر شاه يحيى و شاه منصور را از براى سلطان خواهد و به اين پيوند شاه يحيى و شاه منصور نيز كمر خدمت سلطان بندند . سلطان را اين سخنان مناسب نمود و اركنان دولت را طلب داشته مشورت فرمود كه با كدام برادر پيوند سازيم . مجموع اتفاق كردند كه شاه شجاع به اختيار و بزرگى از شاه محمود زياده است . اما محمود در مقام خدمت و چاكرى است و ديگر ولايت اصفهان متصل مملكت ماست و بدين پيوند تمام عراق ملك ما مىشود .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 420
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٤٢٠