و هم در اين سال ، سليمانشاه [ خازن ] « 1 » حاكم بغداد وفات يافت و سلطان خواجه مرجان را از حبس خلاص فرمود گناه او عفو كرد و علم و نقاره و قشون داده به حكومت بغداد فرستاد و شش سال حكومت بهسزا كرده عمارت عاليه كه بعضى پيشتر بنياد كرده بود و بعضى در اين نوبت به اتمام رسانيد .
و هم در اين سال ، بيرام بيك كه محبوب پادشاه بود به سبب افراط شراب فرورفت و سلطان اويس تعزيتى داشت كه مثل آن كسى نشان نداد . ازجمله كپنك سياه بر تن سفيد پوشيده بود و امرا و خواتين پلاسهاى سياه بر گردن انداخته فضيحتى چند كردند كه كسى ياد نداشت . اما هيچ فايده نداد و جان بازنيامد .
خواجه جمال الدين سلمان فرمايد :
نظم
آسمان با سينهء پرآتش و پشت دو تاه * شد به هاياهاى گريان بر سر بيرام شاه
شد وجود نازنين صافىتر از آب حيات * در ميام خاك ريزان طيب الله ثراه
در ميان خاك پنهان چون تواند ديدنش * آنكه نتوانست ديدن گرد مشكش گرد ماه
بر سرش روحانيان فرياد و زارى مىكنند * همچون مرغان بر سر سرو سهى بيگاه و گاه
انجمن چون انجم چرخند از اين غم در كبود * مردمان چون مردم چشمند يكسر در سياه
هامش
( 1 ) . ك : ندارد .