تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
بيت
هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان‌كه در آينهء تصور ماست
امير حسين حضرت صاحب‌قران را فرمود كه منغلاى شده از آب گذرد و زنده حشم نيز رفته دشمنان از بيم حملهء صاحب‌قران پشت به هزيمت دادند و به جانب آلاى رفتند . امير كيخسرو گريخت و زنده حشم در عقب او رفت و امير شيخ محمد فرار نموده حضرت صاحب‌قران تكاميشى فرمود و او به خجند و اترار رفته حضرت صاحب‌قران مظفر و منصور به ولايت كش بازآمد .

ذكر احوال آذربايجان و عراق در اين سال

امير قاسم برادر سلطان اويس به زحمت دق جهان را گذاشت و سلطان براى او عزاى عظيم داشت و نعش او را به بغداد برده در مشهد امير المؤمنين « 1 » ، عليه السلام در جوار پدرش امير شيخ حسن مدفن ساختند . خواجه جمال الدين سلمان فرمايد : نظم
دريغا كه خورشيد روز جوانى * چو صبح دوم بود كم زندگانى دريغا كه ناگه گلى ناشكفته * فروريخت از تندباد خزانى بر اين آفتاب اى فلك زار بگرى * فرورفته در صبح روز جوانى يقين است ما را ازين خانه رحلت * و ليكن نبود اين كسى را گمانى كه در عنفوان صبى مير قاسم * زند خيمه بر جنت جاودانى دريغ آن سر و افسر شهريارى * دريغ آن قد و قامت پهلوانى
هامش
( 1 ) . س : امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب - ذيل جامع التواريخ : « در شهر امير المؤمنين على بن ابى طالب كرم الله وجهه در جوار . . . » ص 195