تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
كار بر اهل شهر تنگ شد . سادات و ائمه بيرون آمده قرار يافت كه شاه محمود پيش شاه شجاع آمده تربيت يابد . عهود و مواثيق مؤكد شده شاه محمود با پنجاه سوار آمده پادشاه را دست بوس كرد و شاه شجاع او را نوازش فرمود . نظم
سرافراز محمود لشكرشكن * چنين گفت در انتهاى سخن كه از بنده آيد هميشه گناه * به اميد عفو جهان پادشاه پشيمانم از كار و كردار خود * در اين داوريها ز من بود بد قضاى خداوند پروردگار * چنين بود اى خسرو تاج‌دار كنون بنده‌ام تا چه فرمان دهد * و گر تيغ بر تاركم مىنهد
و شاه محمود طوى معتبر كرده پيشكشهاى پادشاهانه گذرانيد .

ذكر فرستادن سلطان قطب الدين اويس بن شاه شجاع به جانب افغان

قطب الدين اويس ارشد اولاد پادشاه بود و اثر نجابت و امارت امارت از جبين مبينش واضح و حسن سيرت و لطف سريرت در خلقت طلعت او لايح . سخائى كه ابر نيسان باوجود جود او به امساك معترف گشتى و تمكينى كه كوه گران‌سنگ باوقار او به سبكسارى مقر آمدى . پادشاه را ديدهء اميد به او روشن و پشت استظهار به قوت او ممكن و راى جهان‌آراى به او مصروف كه هم در اوان شباب اساس شهريارى او را استحكام دهد و بنيان دولتش را مشيد گرداند . وزير سعيد خواجه جلال الدين تورانشاه را دستور شاهزاده ساخته چهار هزار سوار از متجندهء فارس گردان نامدار و دلاوران روزگار ملازم ركاب نصرت شعار مقرر شد كه به عزم ضبط هزارهء افغان و استخلاص اموال جرون نهضت نمايند و شاهزاده از طرف گرمسير فارس لشكر به حوالى بلوك