تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١

حكايت رفتن امير كيخسرو و امير بهرام جلاير پيش پادشاه قتلغ تيمور و لشكر آوردن به ماوراء النهر

امير كيخسرو و امير بهرام « 1 » به مغولستان رفته و دو امير و هفت هزار مرد را سر كرده به تاشكند آمدند و حضرت صاحب‌قران مدت يك ماه آن‌جا به عيش گذرانيده يكديگر را طويها دادند و بهرام به موجب يرليغ پادشاه استيلاى تمام داشت و سوابق دوستى و لواحق خويشى جديد كه با آن حضرت تأكيد يافته بود عدم انگاشت « 2 » و مواضع خاصهء آن حضرت را تعرض رسانيده آن حضرت بر مقتضاى حكمت التغافل من شيم الكرام عمل نمود و با اين همه هرچند او را به محاربهء اعدا اغرا فرمود ابا نمود . امير صاحب‌قران كيخسرو را طوى داده دختر او رقيه خانيكه را جهت اميرزاده جهانگير خواستارى نمود و مدتى به طرب مشغول بود .

وقايع آذربايجان و عراق و فارس در اين سال

سلطان اويس بهار از بغداد ، به راه شهر زور و سنتاى ، عازم آذربايجان شد و امير كاوس شيروانى در غيبت سلطان دو نوبت به قراباغ « 3 » آمده و مردم را كوچانيده به
هامش
( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف : « حضرت صاحب‌قران دو نوبت جهت معاونت بهرام با پادشاه ياغى شد و بهرام آن را به خاطر نياورد . » ظف ( به اختصار ) : بهرام پيش از اين ، نسبت با حضرت صاحبقرانى دم از موافقت مىزد و بر مخالفت امير حسين با آن حضرت عهد بسته بود و به تقويت حضرت صاحب‌قران بر ايل و تومان خود حاكم شده . ( 2 ) . پس از رسيدن تيمور به تاشكند ، بهرام جلاير ، به نوشتهء ظفرنامه ، « نسبت با حضرت صاحب‌قران رسم خدمتى لايق به تقديم نرسانيد . » آن‌كه تيمور را به خانه برده و طوى داده امير كيخسرو بود كه داماد تو غلق تيمور خان بود و ازين زن دخترى داشت رقيه خانيكه نام . تيمور او را براى پسر خود جهانگير خواستارى كرد و « يك ماه به عشرت و شادمانى گذرانيد . » ص 120 ( 3 ) . ذيل جامع التواريخ : به تبريز آمده بود .