گريزانيد و آق تيمور از عقب رانده تيغى بر اوج قرابهادر فرود آورد . اوج قرا بازگشته اسب آق تيمور را مجروح ساخت و او را پياده گردانيد و حضرت صاحبقران ياغى را رانده در حصار دوانيد . اوج قرا با دو هزار و پانصد سوار سر راه گرفته صفآراى متوجه شد . لشكر منصور ، چون شير غران ، روى به ايشان آوردند و هراس بر ايشان غالب شده بازگرديدند و در بندهاى كويها تنگ كرده بودند ، زينهاى اسبان چون پشت سپاه ايشان شكسته به شهر درآمدند و حضرت صاحبقران چند روز در نواحى ساغرج « 1 » آسايش فرمود .
در اين اثنا انهاء كردند كه الجايتو و فولاد بوقا لشكر به كش بردهاند و برماجوق « 2 » را كشته و طغانشاه گريخته . حضرت صاحبقران را نايرهء غضب شعله زده با لشكر در آب يام فرود آمد و ارغونشاه بر داليغى كشتى « 3 » آورده چنان معلوم شد كه امير حسين با غلبهء تمام در نخشب نزول كرد . آن حضرت چون دانست كه دشمنان بسيارند از پايان سمرقند روان شد و امير موسى و اوج قرا به موجب فرمودهء امير حسين سر راه گرفته در كوكلدر آجيغى « 4 » فرود آمده بودند . چون لشكر منصور رسيد ، اوج قرا تاب مقاومت نياورده به سمرقند گريخت و حضرت صاحبقران شب در ميان به ساغرج آمد و اسبان را آسايش داده شب هنگام ، در قرجوق نزول كرد و در توابوينى تا چاشتگاه بوده شب در ميان به كوكنك رسيد « 5 » .
هامش
( 1 ) . ك : ساغج .
( 2 ) . ظف : ترماجوق
( 3 ) . ف ، س : كشتى - ظف : « ارغون شاه بورداليغى كه او را به خبرگيرى فرستاده بود بيامد و يكى را گرفته بياورد و چون ازو خبر پرسيدند زانو زده جواب داد كه اولجايتو و پولاد بوغا به آب توم نشستهاند و امير حسين با لشكر گران به قرشى رسيده . » ص 118
( 4 ) . ظف : كوكلدر آجيغى و به همين نحو در متن تصحيح شد . نسخ : آجقه كوجكدر .
( 5 ) . تصحيح از ظفرنامه - نسخ : بوابوى . . . شب در ميان به كوكبك رسيد .