شيروان برد و سلطان بيرام بيك را با امرا به طرف شيروان فرستاده چون كاوس تاب مقاومت نداشت ولايت را گذاشته به قلعه متحصن شد و لشكر سلطان ولايت خراب كرده كاوس ائمه و مشايخ در ميان كرده بيرون آمد و بيرم بيك او را مقيد پيش سلطان آورد و بعد از سه ماه سلطان ترحم فرموده خون او بخشيده مملكت شيروان به او داد و حكام بلاد شيروان و دربند باكوه « 1 » ، حاجى فرامرز و حاجى فريدون ، چون اين مرحمت ديدند پيش سلطان آمده به تشريفات مشرف شدند و مدت حيات سلطان [ تابع و منقاد ] « 2 » بودند و مملكت سلطان به نوعى معمور شد كه مثل آن هرگز نبود .
ذكر عزيمت جلال الدين شاه شجاع به مملكت اصفهان
شاه شجاع آگاهى يافت كه باز تبارزه بر ضديت شيارزه شاه محمود را مدد خواهند كرد . خواست پيش از آنكه مدد تبريزيان رسد ، شاه محمود را متفرق گرداند .
بر اين عزم از شيراز بيرون آمد .
نظم
بر اينگونه مىرفت تا قصر زرد * ز گرد سپاهش هوا « 3 » لاجورد
شاه محمود به محاربه پيش آمده بعد از حرب و ضرب پناه به شهر برد و شاه شجاع بر ظاهر اصفهان فرود آمد .
نظم
به رزمآورى تيز گشته دو شاه * چنين تا برآمد بر اين بر دو ماه
هامش
( 1 ) . ك : باكويه .
( 2 ) . ك : [ مقيد ]
( 3 ) . ك : جهان