هرچند قلت عدد و عدم عدت بود ، اما فرار از چنين خصمى در رسوم سلطنت عار مىنمود . توكل بر حضرت عزت كرده به تضرع و زارى از حضرت بارى يارى خواست « 1 » پسينگاه روز
يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
« 2 » بود . دولتشاهو با لشكر آراسته در مقابل آمد و ميمنه و ميسره ترتيب داده جمعى كه رضيع تربيت و صنيع دولت پادشاه بودند كافر نعمتى نمودند . آتش حرب اشتعال يافت و نايرهء جدال التهاب پذيرفت . پادشاه عنان اختيار به دست :
نظم
در دست ما چو نيست عنان ارادتى * بگذاشتيم تا كرم او چه مىكند
سپرده متوجه صف اعدا گشت . چون آفتاب طلعتش از برج سعادت طالع شد كوكب منحوس اعدا را پرتو و ضيا نماند . دولتشاه هزيمت را عنيمت دانست و جمعى عنان پيچيده در همان محل شرف ركاب بوس پادشاه دريافتند و بعضى متفرق شده غلبهاى در قيد اسار گرفتار آمدند . پادشاه به شكرانهء آن فتح آيت
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
« 3 » را مقتدى ساخته
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
« 4 » را كار فرمود و بر وعدهء
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
« 5 » ، اسيران را آزاد كرد و خزاين و نفايس بر لشكر قسمت كرده به تدريج به ظاهر كرمان نزول فرمود .
ذكر تحصن امير بهاء الدين دولتشاه در كرمان
دولتشاه از جنگگاه فرار نموده خود را در چارديوار كرمان انداخت و چون ذخيره
هامش
( 1 ) . شمار سپاه شاه شجاع را محمود كتبى « به عدد اصحاب بدر » و شهاب الدين حسنى مورخ ديگر « سيصد سوار و سى پياده » نوشتهاند .
( 2 ) . سورة آل عمران 155
( 3 ) . س ، ك : آسار
( 4 ) . سورة آل عمران 128 .
( 5 ) . سورة بقرة 195 .