بيت
خود پديد است در جهان بارى * كار هر مرد و مرد هر كارى
در تدبير تسخير قلعه عاجز بود . قريب ماهى از هر دو جانب تعذيب الحيوان بلافائدة كرده به لباس حرب متدرع مىشدند . عاقبت القاء گرگ آشتى كرده به اندك تبركى كه جهت سلطان اويس فرستادند ، امير سيورغتمش العود احمد برخواند و چون دولتشاهو از عهدهء سلطان [ اويس ] « 1 » بيرون آمد ، نهال دولتش سر به عيوق كشيد .
اما چون كدو سريع النما بود .
ذكر ايلچى فرستادن امير بهاء الدين دولتشاه به اطراف
امير بهاء الدين دولتشاه را داعيهء سلطنت بر آن داشت كه از سلاطين قراختاى كريمهاى در حباله آورد . شاه سلطان كه از آن دودمان بود و دخترى داشت در كرمان فرزندزادهء امير مبارز الدين محمد مظفر ، خواستارى نموده ايلچى با تحف و هدايا به جانب سيرجان پيش شاه سلمان برادر شاه سلطان فرستاد و او ايلچيان را بار داده پرسش نمود و چون از مكتوب مقصود معلوم كرد فرستادگان را مجال تكلم نداد و زبان به دشنام گشاده دولتشاهو را سرزنشها كرد و هدايا محل قبول نيافته منفعل بازگشتند . دولتشاه اين داعيه را بر مخدوم شاه « 2 » عرض كرد و او به ناچار سر بدان پيوند درآورد . قضاة كرمان از وخامت عاقبت انديشيده بر آن جسارت اقدام ننمودند .
سيد غياث الدين قاضى بم در كرمان بود . جرأت نموده دختر را با امير دولتشاه : عقد
هامش
( 1 ) . ك : ندارد .
( 2 ) . يعنى خان قتلغ مخدومشاه دختر سلطان قطب الدين شاه جهان از سلاطين قراختايى كرمان ، زن دوم امير مبارز الدين محمد . اين زن در سال 729 در حبالهء نكاح امير مبارز الدين درآمد و چهار فرزند آورد . اول جلال الدين ابو الفوارس شاه شجاع ( 22 جمادى الثانى 733 ه ) دوم قطب الدين شاه محمود ( جمادى الاولى 737 ه ) سوم سلطان عماد الدين احمد ( 741 ه ) چهارم دخترى كه زن جلال الدين شاه سلطان بوده است .