تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بستند و در اين ايام محاصرهء شيراز چنان به تنگ رسيده بود كه شاه شجاع پرواى كرمان نداشت و بدين سبب بازار دولتشاهو رواج يافت و شرار آتش شر بر اطراف آن مملكت تافت .

ذكر توجه سلطان اويس بن شاه شجاع و امير سيورغتمش به محاصره كرمان

چون دولتشاهو در كرمان مستقل شد و سلطان اويس در ولايت گرمسير كرمان و افغان بود و حل و عقد مهمات او به تدابير امير غياث الدين سيورغتمش كه خال او [ بود ] بازبسته . در باب فتنهء دولتشاهو انديشه‌مند بودند و بىامر پادشاه به دفع او قيام نمىتوانستند نمود « 1 » . چون خبر بىباكى دولتشاهو به سمع عليهء پادشاه رسيد ، حكم فرمود كه امير غياث الدين سيورغتمش ، در ركاب فرزند اويس ، با پنج هزار سوار ، متوجه كرمان شده سعى نمايند كه شايد كه به عنايت الهى عرصهء كرمان ، بل تمام جهان ، از خبث وجود آن منحوس پاك شود . امير سيورغتمش كمر انقياد بسته روى به ظاهر كرمان آورد و دولتشاهو را غلبهء اوباش و رنود بىوجود كه به نقد تزجيهء اوقات مىنمودند ملازم بودند . دولتشاهو را مجال جنگ صحرا نبود . در چهار ديوار كرمان متحصن شد و لشكر افغان از محاصره عاجز بودند . چند روز از هر طرف قشونى با هم سر و پائى گرديده آخر روز هريك به مأمن بازمىگشتند و دولتشاه بر قاعدهء اهل تزوير ، هر روز نقارهء بشارت مىزد كه چندين هزار سوار از جانب شاه محمود مىرسد . امير غياث الدين سيورغتمش سردار صاحب وجود بود . اما لكل عمل رجال :
هامش
( 1 ) . ك : نمىدانستند نمود .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 367 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى