تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
بهرامى نخجير كرد . عاقبة « 1 » الامر لشكر عراق غالب آمده سپاه فارس مغلوب شدند و شب هنگام هريك به مخيم خود رفتند . شاه شجاع اركان دولت را طلبيده برادر خود سلطان احمد را راه نداد و او كوفته خاطر شد . اركان دولت مصلحت آن ديدند كه به طرف شيراز عود نمايند . خزاين و نفايس به باد داده عازم شيراز شدند و شاه شجاع در ظاهر درب فسا اقامت نموده سلطان شبلى را به جانب كرمان فرستاد و سلطان احمد به شاه محمود ملحق شد و لشكر عراق و بغداد متعاقب رسيده شاه شجاع متحصن شد و مدت محاصره متمادى گشت « 2 » .

ذكر فرستادن ملك محمد و دولتشاه بكاول به محصلى مال كرمان و ياغى شدن ايشان

شاه شجاع را التفات خاطر به ولايت كرمان زياده از ساير ممالك بود . چه مركز دولت و سرير سلطنت آن خاندان كرمان بود . « 3 » در اين ايام كه شيراز محاصره بود ، شاه خواست كه جمعى كه از توابع خواجه قوام الدين محمد صاحب عيار بودند و ايشان را گوشمال داده در شيراز نباشند . چه وهم آن بود كه بعضى را اغوا كرده به دشمن ملحق شوند و وقت مقتضى قصد ايشان نبود . ملك محمد و دولتشاه را به خلوت طلبيده خلعت داد و دلدارى نموده به تحصيل اموال كرمان فرستاد و چون روان شدند ، پادشاه انديشه كرد كه عرصهء كرمان از حاكمى صاحب [ وجود خالى است . مبادا كه همين جماعت كه از بوتهء مصادره بيرون آمده‌اند و بعد ديارى ] « 3 » حاصل و احوال اين جايى
هامش
( 1 ) . چنين است در نسخ ف ، س - ك : عاقبت ( 2 ) . حافظ ابرو : « شيراز را محاصره كردند و مدت محاصره يازده ماه برداشت . » محمود كتبى : « شاه شجاع چون به دار الملك رسيد : دو سه روز توقف كرد و لشكر را آماده كرد و به انتقام بيرون رفت . درين حال ، شاه شجاع را درد پايى روى نموده . بازگشت و به شيراز مراجعت نمود . » ص 72 . ( 3 ) . ك : ندارد .