تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
تو رسم و خوى پدر گير ، اى برادر من ، * كه شوهريت نيايد ز دختر « دلشاد » مكن مكن كه پشيمان شوى در آخر كار * ز مكر روبه بىزور « 1 » لشكر بغداد « 2 »
و هر دو فريق ، در موضع دشت رس « 3 » ، به هم رسيدند . شاه شجاع شاه اويس « 4 » را بر ميمنه و سلطان احمد بر ميسره و خود در قلب آرام گرفت و شاه محمود و امير شيخعلى اناق و امير غياث الدين منصور شول [ و امير توكم تركان « 5 » ] در ميمنه و امير ساقى و سلغر شاه تركمان در ميسره و خود در قلب مقام فرمود . نظم
سپاه از دو جانب صف آراسته * ز روى زمين گرد برخاسته برآمد غو كوس و آواز و ناى * بجنبيد پس هر دو لشكر ز جاى چكاچاك خنجر ز ميدان كين * به هفتم فلك شد ز روى زمين
آتش حرب به نوعى اشتعال يافت كه تأثير دخان آن كرهء ز مهرير را در جوش آورد و از شرار زبانهء آن اثر
إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ
« 6 » مشاهده افتاد . هر خدنگى كه از قبضهء حوادث گشاد يافت به قصد جان تهمتنى آهنگ نمود و هر تير كه از تركش تقدير برآمد
هامش
( 1 ) . ف : پيروز - ك : پيروزو . ( 2 ) . جامع التواريخ بيتى زياده دارد :تو آن خرى كه طمع كرده بود و رفته به ده * كه شاخ آورد و گوش از ابلهى بنهاددر مورد اين مكاتبات منظوم و مستهجن شاه شجاع و شاه محمود و سلطان اويس رجوع شود به جامع التواريخ حسنى و تاريخ عصر حافظ و تاريخ محمود كتبى ( حاشيهء ص 70 ) ( 3 ) . محل برخورد شاه شجاع با برادرش شاه محمود در صحراى سرچاه خونسار بود . بلوك سرچاهان از ناحيهء سردسير فارس است ميانهء مشرق و شمال شيراز . خونسار نام دهى است در 5 فرسخى گلخنگان مركز بخش سرچاهان . ( تاريخ محمود كتبى ص 71 و تاريخ عصر حافظ 211 ) ( 4 ) . ك ، س : شاه شجاع اويس : حافظ ابرو : از طرف شاه شجاع سلطان شبلى ميمنه . » ( 5 ) . ك : تركم - در تاريخ حافظ ابرو نيست . ( 6 ) . سورة المرسلات 32