مملكت فارس و عراق طمع كرده عظماى امرا چون آقجهباشى و ساقى و مباركشاه دولى و امراى امير شيخ ابو اسحق مثل امير غياث الدين منصور شول و سلغر شاه تركمان « 1 » در صحبت امير شيخ على ايناق « 2 » كه امير بزرگ بود و بر مداخل و مخارج آن مملكت صاحب وقوف ، روان شدند و چون نزديك عراق عجم رسيدند ، قطب الدين شاه محمود ايشان را استقبال نموده تشريفات سنگين و كمر شمشيرهاى مرصع و اسبان خوب پيشكش فرموده و منازل پسنديده تعيين نموده وجوه اخراجات بر خزانه حواله داشت و ما يحتاج لشكر مهيا ساخته بعد از يك ماه كه از شدايد سفر استراحت نمودند متوجه دار السلطنهء شيراز شدند و سرداران لر كوچك و قم و رى و كاشان و آوه و ساوه اتفاق نمودند و شاه يحيى را به تطميع ابرقوه از راه برده در قصر زر « 3 » به ايشان ملحق شد و چون آوازهء كثرت آن سپاه در افواه افتاد ، بعضى « 4 » ملازمان شاه شجاع نيز راه نفاق سپرده كتابتها به جانب شاه محمود فرستادند . شاه شجاع كه شعاع آفتاب عالم اقطاع در اقطار آفاق به نور ضمير او لامع بود و نكات فاضلانهء او در ممالك و امصار چون خورشيد در نصف النهار ساطع ، در اين ايام فرمود :
شعر
و اخوانى باصطخر شرونى * لانى كنت احسنهم وجوها
هامش
( 1 ) . ك : در كمان .
( 2 ) . تاريخ كتبى : ايناغ . ف : اناق
( 3 ) . قصر زريا كوشك زر در بعضى از متون به صورت كوشك زرد و قصر زرد نيز آمده است . چنان كه حافظ شيرازى فرموده است در قصيدهاى به مدح شاه شجاع :تا قصر زرد تاختى و لرزه اوفتاد * در قصرهاى قيصر و در خانههاى خانو آن قريهاى است در شمال شيراز از سردسير فارس از بخش سرحد چهاردانگه ، مركز اين بخش به نام آسپاس در بيست و چهار فرسخى شمال شيراز است و كوشك زرد در پنج فرسخى آسپاس قرار دارد . ( رك فارسنامهء ناصرى ، چاپ اول ، ج 2 ص 219 )
( 4 ) . ك : بعضى از .