و شاه شجاع وزير را فرمود كه از در يزد برخاسته ، شاه فصل ربيع متوجه كوشك زر شد . چه خبر بود كه شاه محمود لشكر جمع مىكند و در كوشكزر جمعى قصد وزير كرده بودند كه داعيهء غدرى دارد و اين بهتان مؤثر افتاد و مرتبهء وزير چنان مرتفع بود كه امرا را وقع نمىنهاد « 1 » . شاه آهنگ شيراز كرد و منتصف ذى قعده ، خواجه قوام الدين محمد را گرفته ، بعد از تعذيب و شكنجه ، مال بىقياس ازو ستاند و او را به قتل آورده و اعضاى او مجزى كرده هر جزوى به طرفى فرستاد . خواجه سلمان فرمايد :
قطعه
گرفتم آنكه ز ديوان دولت ازلت * نوشتهاند به توقيع لم يزل منشور
بسيط روى زمين در تصرف آمده گير * پس از تصور آن ساز عقل را دستور
كه جمع مظلمه و خرج عمر بىحاصل * چو هست در ورق روزنامهات مستور
به حضرت ملك باقى آن محاسبه را * چگونه عرض دهى در حسابگاه نشور
و شاه شجاع وزارت به امير كمال الدين رشيدى « 2 » تفويض فرمود .
وقايع سنهء خمس و ستين و سبعمائه ذكر محاربهء شاه شجاع و شاه محمود
شاه محمود از سلطان اويس استمداد نمود و سلطان و حكام آذربايجان در
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ حسنى : « و جاه وزارت خواجه قوام الدين به نوعى ترقى كرده بود كه سلطنت شاه شجاع هيچ نمىنمود و دست تمام اركان دولت بربسته ، از منافع و مداخل ، و اختيار تمام مملكت او را بود . » - اين مرد بزرگوار ، يعنى خواجه قوام الدين محمد صاحب عيار يكى از ممد و حين حافظ است و دربارهء اوست كه خواجهء شيراز به ايهام مىفرمايد :هزار نقد به بازار كائنات آرند * يكى به سكهء صاحب عيار ما نرسد( 2 ) . يعنى امير كمال الدين حسين بن خواجه جلال الدين بن خواجه رشيد الدين فضل الله وزير كه در سال 712 در سلطانيه متولد شده و اول بار در سال 747 به وزارت شاه شيخ ابو اسحق رسيده است . چنانكه پيداست وى را از آن لحاظ كه از احفاد خواجه رشيد الدين فضل الله بوده است رشيدى مىگفتند .