كارهاى او روى در استعلا داشت و هريك در مآل حال به منتهاى همت خود رسيدند .
ع
هرچه كند همت مردان كند
ذكر مولانا زادهء بخارى و ابتداى سربدارى در سمرقند
چون امير حسين و امير صاحبقران از جنگ لاى هزيمت شده از جيحون گذشتند و لشكر مغول به حوالى سمرقند رسيد ، اهالى آنجا در اين قضيه حيران بودند .
روز جمعه خواص و عوام در مسجد جامع آمده خاطر بر امرى قرار نمىگرفت . در اين حال ، مردى دانشمند از بزرگزادگان بخارا ، مشهور به مولانازاده ، تيرانداز و دلير ، شمشير حمايل كرده بر پاى خاست و آهسته آهسته رفته بر بالاى منبر برآمد و سلام كرده آواز برآورد كه معشر المسلمين امروز غلبهء كفار به قصد خان و مان مسلمانان آمدهاند و حاكمى كه جزيهء مسلمانى را باج و خراج نام كرده مىستاند و به خاطر خود خرج مىكرد ، چون دشمن پيدا شد ، مسلمانان را به طرح ريخت و از پيش كفار گريخت و هرچند اهالى اين شهر امانى و ساورى « 1 » دهند خلاصى نخواهند يافت و روز قيامت سئوال از شما بزرگان خواهد بود . كيست كه متصدى امر اسلام و متعهد خواص و عوام شود تا ما نيز در سر قدم او نهاده به خدمتكارى قيام نماييم .
مجموع اكابر سمرقند خاموش شده كسى جواب نداد . مولانازاده گفت چون كسى عهده نمىگيرد ، اگر من متعهد شوم مدد و همراهى مىكنيد ؟ خلايق موافق شده او را به سردارى قبول كردند . مولانازاده خطبهء بليغ ادا كرده به جنگ كفار تحريض نمود و فرودآمد و مردم بسيار پيش او حاضر شده دفتر كدخدايان و مجردان و غربا به دست آورد و در دروازها مستحفظان بازداشت و سرهاى كوچهباغها را چنان بند كرد كه
هامش
( 1 ) . س : سورى - ساورى به معناى پيشكش است .