كند و چون مالك الملك آن حضرت را دولتمند آفريده بود ، سخنان دولتخواهان به سمع رضا اصغا مىنمود و بدين اخلاق حميده جهانيان كمر انقياد او بسته فرمان بردار و مطيع شدند و در حكمت مقرر است كه نصايح اگر مشتمل بر مضرت تو باشد حذر واجبدان و اگر ترا نفع است و ديگرى را ضرر نه ، قبول كن . خاصه از كسى كه در شغل و عمل « 1 » با تو موافق باشد .
القصه هر دو لشكر طبل آسايش زده از يكديگر جدا شدند . امير حسين آن شب امير تيمور را طلبيده اجابت ننمود « 2 » . و گفت مردم عمر عزيز در خدمت او صرف مىكنند و او قدر نمىداند .
بيت
اگر ممالك روى زمين به دست آيد * بهاى مهلت يك روزه زندگانى نيست
فى الجمله آن شب به روز آورده و صفها آراسته متوجه جنگگاه شدند و دشمنان هزيمت يافتند . اما امير شمس الدين را از گريختن لشكر خود خبر نبود و توق و نشانهء او پيدا شده گريختگان پيش او جمع آمدند و چون ظفر دشمن مقدر بود كوشش سود نداشت و درخت دلآزارى و بدخلقى ميوهء ناكامى بار آورد و دشمنان مغلوب شده غالب آمدند و لشكر چون برگ خزان بر بالاى لاى و گل افتادند و ده هزار آدمى به قتل آمد چنانچه دشمنان از كشتن ملول شدند و بقيهء لشكر شكسته عازم سمرقند [ وكش ] « 3 » گشتند . امير حسين امير تيمور را گفت خانه و ايل خود را از آب گذران . امير در جواب گفت كه ولايت ويران شد و عيش و زندگانى تلخ گشت . شما به سلامت روان شويد كه
هامش
( 1 ) . س : امل .
( 2 ) . ظف . « در آن شب امير حسين چند نوبت به استدعاى حضور صاحبقران كس فرستاد و چون خاطر مبارك آن حضرت از حركات بىجايگاه او بازمانده بود اجابت ننمود ص 81 .
( 3 ) . ك : ندارد .