بخشد . امير حسين رعايت خاطر نموده ملتمس مبذول فرمود اما چون اجل موعود رسيده بود ، آن سعى مفيد نبود . امير حسين متوجه سالى سراى شده فرمود كه بنديان را به زنده حشم سپارند و زنده حشم همان شب كار ايشان ساخته امير حميد را مقيد گذاشت . امير صاحبقران به طلب امير حميد فرستاد . نگاهبانان گمان بردند كه براى كشتن امير حميد مىآيند . مشاراليه را به گرز و شمشير هلاك ساختند . چون خبر به امير حسين رسيد گفت كار نوكر و كهتر در اين قضيه از مهتر بهتر .
و اول بهار ، امير صاحبقران قاصدى پيش امير حسين فرستاده از اجتماع دشمنان آگاهى داد « 1 » . امير حسين فرمود كه امير تيمور مقدمهء لشكر شده با امرا در موضع آقار چند روز الاغان را فربه سازند .
ذكر جنگ لاى و هزيمت شدن امير حسين و امرا
امير حسين با لشكرها در موضع آقار كه امير صاحبقران بود رسيده به اتفاق از آب خجند عبور نمودند و امير تيمور در ميان جيناس و تاشكند فرودآمده گرد خود حصار ساخت . چه منغلاى دشمن نزديك بود و دشمنان لب آب بادام گرفته بودند و آن سال ئيلان ييل بود و قران نحسين نزديك و امير حسين دل با امرا دگر كرده فىالجمله در اول ماه رمضان صف آراستند . امير حسين در دست راست بود و در قول امير تيلانجى « 2 » از قوم ارلات و قراول امير الجايتو و بهرام و فولاد بوقا و فرهاد و ملك و ديگر امرا و امير صاحبقران در دست چپ بود و در قول امير سارى بوقا و قراول تيمور خواجه اغلان و امير جاكو و امير سيف الدين و امير مراد و امير عباس . اين بهادران شش قشون آراسته و متوجه خصم گشته از هر دو طرف قراولان به هم رسيدند . ناگاه هوا
هامش
( 1 ) . ظفرنامه : « خبر آمد كه لشكر جته باز عزيمت اين جانب كرده متوجه شدهاند . » ( ص 77 )
( 2 ) . ايضا : « و قنبلش تيلانجى ارلات بود . »