تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
طرف ارصف صد سوار نموده قاصد فرستاد تا بازداند . اگر ايل باشد چرخ زند و قاصد چون ديد كه قزانچى « 1 » پسر حسن « 2 » بود چرخ زده از طرفين به هم رسيدند و شادمان شدند و عازم ارصف گشتند . چون پيشتر رفتند ، امير تغلق خواجهء برلاس و امير سيف الدين و جمعى متعينان به هم پيوستند و شير بهرام كه پيش تومن مانده بود آمده مزيد شوكت شد و چون صديق خبر امير تيمور به امير حسين رسانيد خرم گشته در حال سوار شد و در ارصف ملاقات كرده از گذشته و آينده سخن گفتند .

ذكر احوال امرا بعد از مراجعت از جانب گرمسير

چون امرا از جانب گرمسير بازآمده دولتخواهان در سلكت خدمت انتظام يافتند ، خبر رسيد كه منگلى بوقا در اولاجو « 3 » نشسته و كمر عداوت بسته سر سركشى دارد . امرا قاصد او شدند . شير بهرام درخواست نمود كه او دوست من است . بروم و او را نصيحت كرده به خدمت آورم و منگلى بوقا واقف شده و حصار خود گذاشته فرار نمود و در همين احوال از ايل دولان جاون « 4 » سيصد مرد آمده ضميمهء سپاه شد و الياس پسر نويان كه با دويست مرد به طلب ايلها رفته بود ، اسب بسيار رانده در اين مقام به خدمت امرا پيوست و امير صاحب‌قران تيموكا « 5 » را به جانب قهلقهء « 6 » فرستاده بود كه حال ياغى بازداند . مغولان را ديد كه در آن ولايت غارت مىكردند و خويشان خود را ديده هر چند مبالغه كردند كه خانهء تو نزديك است ، فرزندان خود را ببين ، گفت چون مخدوم از
هامش
( 1 ) . ك : قرانچى ( 2 ) . تكميل از ظفرنامه - در نسخه جاى اين اسم خالى است . ( 3 ) . ظفرنامه : « منگلى بوقا سلدوز در قلعه اولاجو . . . » ( 4 ) . ك : چاون - ظفرنامه : « دولان جاون كه هزارهء خلم است . » ص 59 ( 5 ) . ك : تيمور گوركان - ظفرنامه : تموكه . ( 6 ) . ك : قلعه .