تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
طبع آن تحفه‌ها را به ايشان نداد و اسبى لاغر و استرى پير داده اجازت فرمود « 1 » و زود باشد كه شآمت اين حركت گرد ادبار از خاندان على بيك برآورد و مبارك شاه سنجرى از كدخدايان ماخان خدمات شايسته كرده اسبان نيكو كشيد و به يمن اين كار فرخنده آثار ، او و قوم او به مراتب بلند و مناصب ارجمند فائز گرديد .

ذكر احوال امرا بعد از خلاص شدن از حبس على بيك

چون امرا از حبس على بيك خلاص شدند عازم جانب گرمسير گشتند . امير صاحب‌قران وداع كرده به طرف بخارا رفت و به ولايت و ايل درآمده تيموكا « 2 » به خدمت پيوست و پانزده مرد جمع آمده و گله‌هاى اسبان خزار رانده و از آب آمويه گذرانده به چول درآمدند و ارغون شاه برداليغى با پانزده مرد ديگر پيش امير آمدند و در كنار آب يك ماه در سايهء جنگل توقف نموده از سياهى سپاهى كه از دور پيدا شد بر آب زده و الجاى تركان موافقت نموده به سلامت بيرون آمدند و يك ماه ديگر در چول كه ييلاق آن مواضع بوده عازم سمرقند شدند . و در خانهء قتلغ تركان آغا كه خواهر حضرت صاحب‌قران بود ، چهل و هشت روز توقف نمودند و چون روزگار به افشاى آن راز دهان باز مىكرد ، از آن‌جا به حوالى شهر سبز ، در قريهء اجغى « 3 » چهل و هشت روز ديگر گذرانيد و از آن‌جا به اتفاق تيمور اغلان و بهرام « 4 » ترك وطن گفته و از آب گذشته متوجه امير حسين شدند و در گرمسير ، در منزل تومن ، به خدمت امير حسين پيوستند و عازم سيستان شده والى آن « 5 » را دشمنى بود كه طاقت مقاومت او نداشت .
هامش
( 1 ) . ظفرنامه : پس از شصت و دو روز . ( 2 ) . ايضا : تموكه قوچينى . ( 3 ) . ك : احفى . ( 4 ) . ظفرنامه : بهرام جلاير . ( 5 ) . ف : او را .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 337 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى