تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
گذشت . چون بر قتل پادشاه بايان قولى بىسببى اقدام نمود ، امراى بزرگ از او متوهم شدند . امير بيان سلدوز و امير حاجى برلاس لشكر كشيده و محاربه كرده اميرزاده عبد الله « 1 » شهيد شد و از غزغنيه « 2 » هركه به دست افتاد از پا درآمد و امير بيان به امارت ماوراء النهر متعين گشت . اما ضبط و سياست نداشت و چون نرگس و لاله ، بىجام و پياله يك دم نمىگذاشت . مملكت را در هر طرف يكى صاحب اختيار شد . امير حاجى برلاس « 3 » شهر كش و توابع كه يورت اصلى امراى برلاس بود تصرف نمود و امير بايزيد ولايت خجند كه مقام جلاير بود فروگرفت و امير حسين نبيرهء امير غزغن متوهم گشته هر روز به طرفى مىبود و اولجايتو سلدوز به خيال آن‌كه روزى سردارى در خاندان ايشان بوده با جماعتى سلدوزيان جانبى گرفت و زنده حشم اندخود و شبرغان در تصرف درآورد و امير خضر يساورى قبايل جمع آورده خود را از همه بهتر و مهمتر مىديد و بدين واسطه هر دم فتنه و آشوبى ديگر واقع مىشد .

وقايع سنهء اثنين و ستين و سبعمائه ذكر آمدن پادشاه تغلق تيمور خان به ماوراء النهر

پادشاه تغلق تيمور خان ، از نسل دواخان ، با لشكر گران ، عزيمت ماوراء النهر كرد و چون امراى آن‌جا اتفاق نداشتند ، بىدهشت مىراند تا در جاناق بولاق كه وسط ماوراء النهر است فرودآمد . امير بايزيد ايل « 4 » شد و تغلق تيمور امير حاجى اركانوت « 5 » ،
هامش
( 1 ) . ك : عبيد الله - در ظفرنامه آمده است كه : « اميرزاده عبد الله گريخته و از جيحون گذشته به بالاى بغلان به اندراب رفت و در آنجا به سر مىبرد تا وفات يافت . ( 2 ) . س : غراغنه - ك : غزاغنيه ( 3 ) . حاشيهء نسخهء ف ، « امير حاجى بن بور لغى بن نموله بن ليسومنكا بن قراجار نويان پسر عم حضرت صاحب‌قران امير تيمور گوركان » ( 4 ) . يعنى مطيع شد . ( 5 ) . ك : اركابوت - ظفرنامه : اركنوت .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 329 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى