تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مىبايد شد . امير محمد دشنامى چند داده او را بستند و مضبوط داشته نماز شام به قلعهء طبرك بردند . همان ساعت شاه سلطان او را ميل كشيد و اين واقعه در روز بيست و هفتم رمضان واقع شد « 1 » . ان فى ذلك لعبرة لاولى الابصار . شاه شجاع سوار شده چتر بالاى سر او داشتند و شاه محمود ايازوار پياده در ركاب او روان شد . از منزل فرمانبرى به محل فرماندهى رسيد و از رواتب طاعتدارى به مراتب شهريارى ترقى كرد . آن دولت و حكومت نماند و اين نام پدرگيرى و ميل‌كشى تا قيامت باقى ماند . [ و شعرا درين واقعه چند قطعه و رباعى گفته‌اند . مولانا جمال الدين سلمان فرمايد : ] « 2 » بيت
آن‌كه از كبر يك وجب مىديد * از سر خويش تا به افسر هور وان كه مىگفت شير شرزه منم * روز هيجا و ديگران همه گور قوة الظهر پشت او بشكست * قرة العين كرد چشمش كور تا بدانى كه با سعادت و بخت * برنيايد كسى به مردى و زور
مولانا شمس الدين محمد حافظ در قطعه گويد : قطعه
آن‌كه روشن بد جهان بينش به دو * ميل در چشم جهان‌بينش كشيد
[ و يكى از فضلاى فارسى مىگويد :
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ حسنى : در شب جمعه نوزدهم رمضان . ( 2 ) . ك : ندارد .