تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
بهروزى از مطلع فيروزت دميد و نسيم سعادت از مهب عنايت وزيد و سجدات شكر [ به جاى ] آورده به جانب هرات عود فرمود . بيت
ز هجرت هفتصد و پنجاه و نه بود * جمادى الاخر آن ماه خجسته كه شد روز دوشنبه نيمهء ماه * ستلمش با محمد خواجه كشته
امير محمد خواجه اپردى به سرخس در مزار شيخ لقمان پرنده قدس سره مدفون است و پسرش زنده حشم « 1 » به جاى پدر در آن مملكت حاكم و اتباع ستلمش به قهستان رفته مادهء نزاع ميان ايشان و ملك قايم .

ذكر نهضت امير مبارز الدين محمد به جانب آذربايجان و ابتداى وحشت ميان او و فرزندان

امير مبارز الدين محمد ، بعد از فراغ از مهم امير شيخ ابو اسحق ، به اصفهان آمد و شاه سلطان با تمام اكابر و سرداران به استقبال آمده جناب مبارزى به اصفهان خراميده در مستقر سلطنت آرام يافت و شاه سلطان وظيفهء خدمتكارى به جاى مىآورد و چون اصفهان مسخر كرده بود و امير شيخ را كه پادشاه آن ملك بود گرفته توقع تربيت و عنايت مىداشت . جناب مبارزى التفات ننمود « 2 » و اين معنى مقدمهء عداوتى بود كه ميان خال و خواهرزاده وقوع يافت . مع ذلك شاه سلطان طوى پادشاهانه ترتيب ساخته جناب مبارزى حاضر شد و بىموجبى اظهار غضب و رنجش نموده فرمود تا هرچه ساخته
هامش
( 1 ) . ك : زنده چشم . ( 2 ) . تاريخ كتبى : « چه خواجه برهان الدين وزير در خاطر امير مبارز الدين نشانده بود كه شاه سلطان هفتصد تومان از مال عراق در تصرف دارد . »