تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
مسجد مراغيان آويخته رعايا شاديها كردند و پادشاه در دولتخانه يك شب بوده صباح در مسجد خواجه على شاه نماز گزارد « 1 » و سپاه او ده هزار سوار در ميان راه و رودخانه فرودآمد و در خانهء هيچ مسلمان نرفتند . پادشاه عازم اوجان شد « 2 » و پسر خود بردى بيك را با پنجاه هزار سوار گذاشته پسر ملك اشرف ، تيمورتاش ، و دختر او ، سلطان بخت ، را با خود برد . خواجه محمود [ صاحب ؟ ] ديوان جهت جلوس پادشاه‌زاده ترتيب شايسته كرد و بردى بيك را بر تخت سلطنت نشاند و سراى تمور پسر امير جاروق را وزير ساخته در عقب پادشاه رفت و بردى بيك خان جهت علف‌خوار به ورزقان فرمود و سراى تمور در تبريز خبر يافت كه از جواهر ملك اشرف نيمتنه‌اى در مرند دارند « 3 » وزير ، اخى جوق را فرستاد تا آن را بياورد . او جواهر را كه افزون از چند و چون در آن نيمتنه دوخته بود تصرف نمود و بر مردم قسمت كرده غلبه‌اى بر او جمع شد . در عين حال ، قاصد از جانب جانى بيك آمد كه بردى بيك خان متوجه شود كه پادشاه مرض صعب دارد و بردى بيك عزيمت نمود « 4 » .

ذكر تسلط اخى جوق در مملكت آذربايجان

اخى جوق از رفتن جانى بيك و پسرش خبر يافته با غلبهء تمام به تبريز آمد و توابع اشرفيه جمع شده تمكن يافت و [ خواجه علاء الدين محمود كرمانى را به اتفاق امير ابو بكر بن خواجه عليشاه جيلانى وزارت داد و قشلاق ] « 5 » ، به قراباغ رفته بنياد بيداد و اساس ظلم نهاد . اللهم العن الظالمين .
هامش
( 1 ) . نسخ : گذارد . ( 2 ) . ذيل جامع : و چون انحرافى در مزاج داشت ، پسر خود . . . ( 3 ) . ك : در مرند خبر دارند - ذيل جامع : در مرند پيدا شده ( 4 ) . حاشيهء نسخ :دانى كه چه كرد اشرف خر * او مظلمه برد و جانى بيك زر( 5 ) . ك : ندارد - ذيل جامع التواريخ : « و خواجه عماد الدين كرمانى اين‌جا بود . او را وزارت داد . » ص 189