تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
كند . او شخصى را وكيل ساخته روان كرد و در وقت توجه به محاصرهء اصفهان در قريهء ماروانان ، با وكيل خليفه المعتضد بالله ابى بكر العباسى بيعت كرد « 1 » و شعار نيابت حضرت خلافت را زينت ملابس سلطنت خود ساخت و سكه و خطبه به نام خليفه تزيين داده القاب مبارزى به رسم نيابت تالى اسم خليفه شد و از آن‌جا عازم محاصره اصفهان گشت . و در اين حال ، امير شيخ ابو اسحق به حكم الغريق يتعلق بكل حشيش به هركس و هر طرف توسل جسته امير سلطانشاه جاندار كه پيش از اين تاريخ به يك سال ، مير ميران « 2 » صاحب اختيار اصفهان او را به سعى امير شيخ استدعا نموده كه حكومت اصفهان به او دهد و او را ناگاه گرفته در قلعهء طبرك محبوس ساخت . در اين ولا ، امير شيخ تصور كرد كه چون او را از حبس خلاص دهد و از راه [ ا ] تفاق درآيد ، به وسيلهء اين رعايت ، عنان خاطر او را به جانب اخلاص خويش معطوف گرداند . او را از قلعه بيرون آورده بدانچه مقدور بود رعايت نمود . او نيز به‌مقتضاى دارهم مادمت فى دارهم : مصرع
چند روزى موافقت فرمود .
و نوبتى با سپاه مبارزى جلادتى نموده قواعد اعتماد مستحكم شد تا او را به استدعاى حشم اوغانى و جرمايى فرستادند . چون از حبس خلاص شد ، مانند مرغ كه از قفس رهد ، عزم لرستان كرد و شاه شجاع به صنوف رعايت و فنون استمالت خاطر او را مغناطيس‌وار به جانب خود جذب نموده به شيراز آمد و به عنايت بىنهايت
هامش
( 1 ) . تاريخ محمود كتبى : « از غرائب معجزات نبوى آن‌كه به حكم حديث ان الله تعالى يبعث لهذه الامة فى كل مائه سنة من يجد دلها دينها چون اختيار تاريخ رفت از سنهء ست و خمسين و ستمايه كه خروج لشكر هولاكو خان است و واقعهء بغداد تا اين زمان صد سال بود بىزيادت و نقصان . علماى فارس و كرمان و يزد بيعت كردند . » ص 45 ( 2 ) . سيد جلال الدين مير ميران