تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
مصرع
فتح و نصرت بر يمين و بخت و دولت در يسار

وقايع سنهء ست و خمسين و سبعمائه ذكر محاصرهء قلعهء ايگ شبانكاره و فتح آن

جناب امير مبارز الدين محمد چون دار الملك فارس مسخر ساخت ، جمعى هنوز دست به اذيال مخالفت مىزدند خاصه آن را كه در دست قلعه‌اى بود و پاى ثبات به گوشه‌اى محكم داشت و مملكت شبانكاره كه از نزاهت و معمورى چون باغ ارم به صفت بلدة طيبة « 1 » موصوف است و در ايگ كه واسطهء ملك است قلعه‌اى است كه در ربع مسكون نظير ندارد و شبيه آن در ممالك ايران در نظر نيامده . اولا از حصانت ، كوهش دست در دامن ابر زده و باره و برجش با منطقة البروج به سخن آمده و ثانيا از كثرت متوطنان يا شهرهاى بزرگ برابر و تمام سكنهء آن ديار را بر فراز آن قلعه مساكن مألوفه و در آن‌جا مسجد جمعه و ديگر مساجد و بقاع خير و آب روان و آسيا و بازارها به دستور ساير بلاد و همواره ملوك آن‌جا به سلاطين معارضه كرده‌اند و در آن وقت اردشير ، از بقيهء ملوك آن‌جا ، يگانهء روزگار و رستم روزكار بود و بر عادت پدران شيوهء عصيان ورزيد . چون خبر اين جسارت به مسامع جناب مبارزى رسيد ، فرزند كامكار قطب الدين شاه محمود را نامزد آن طرف فرمود و اردشير خبر يافته پنداشت كه به حصانت جبال و جلادت رجال و حصنى منيع و قلعه‌اى رفيع سيلاب بلا بازگردد . بامدادى كه شاه قلعهء فيروزه‌فام روى به مصاعد ارتفاع نهاد و از ميدان افلاك به سنان شعاع افراد انجم را هزيمت داد ، موكب محمودى به آن ديار رسيد و بىتعلل به دروازه‌اى كه اصل دروب است راند .
هامش
( 1 ) . اشارتى به آيت 15 از سورهء سبا :« لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ . »