تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
مصرع
به زخم تير جهانگير و گرز قلعه‌گشاى
طايفه‌اى كه آن‌جا به مدافعت مشغول بودند منهزم ساخته چنان قلعه‌اى را قهرا قسرا فتح نمود و به جانب خانهء ملك اردشير نهضت فرمود و در سر هر كوچه و مضيقى طايفه‌اى را سپند آتش خشم و عرضهء تيغ انتقام مىگردانيد . ملك اردشير ، به راهى كه از پشت قلعه در جانب صحرا بود ، عزيمت هزيمت نمود و به دستيارى باد پايان آتش پاى جان از آن درياى مواج بيرون برد و قطب الدين شاه محمود در مستقر دولت او نزول فرمود و جمعى را به تيغ بىدريغ گذرانيده عنان ظفر و نصرت به صوب مسند اعزاز ، يعنى دار الملك شيراز ، در اهتزار آورد .

ذكر مخالفت هزارهء شادى و قلع و قمع ايشان

امير مبارز الدين محمد هزارهء شادى را كه روى رزمهء سپاه فارس بود به انواع رعايت فرمود . اما ايشان مضمون : شعر
اذا انت اكرمت الكريم ملكته * و ان انت اكرمت اللئيم تمردا
به ظهور آورد و روى از جادهء مطاوعت گردانيده سوابق نعمت را پشت پاى زدند و امير مباركشاه اناق كه جناب مبارزى به ايشان فرستاده بود ، چون مخايل اين معانى مشاهده نمود هرچند در نصايح مشفقانه فزود ايشان را جز ابا و استكبار فايده‌اى نبود مصرع
بلى به ديده فرومىهلد قضا پرده
و مع هذا بر سر مباركشاه شبيخون آورده هرچه اسم شئى بر آن افتد غارت كردند