تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ملك معز الدين حسين چون لشكر سربدار شكست و اكثر ولايت قهستان از مولاييان انتزاع نمود و حشم باد غيس منقاد ساخته لشكر به طرف بلخ و اندخود و شبرغان برد و آن نواحى غارت كرده امراى ارلات و اپاردى جمع شده به باد غيس آمدند . ملك بر ايشان تاخته و ظفر يافته چندان از ايشان به قتل آورد كه از سرهاى دشمنان در كوى خيابان ، در حوالى مزار متبرك امام فخر الدين رازى دو منار در برابر يكديگر از دو طرف كوى برآورد و در آن سالها امير غزغن با غزان سلطان مخالفت [ مى ] نمود و كسى را پرواى خراسان نبود . ملك حسين به استقلال دعوى سلطنت كرده چتر و دورباش مرتب ساخت و پنج نوبت نواخت . اصحاب خراسان پيش امير غزغن خبث ملك حسين كردند به تخصيص مشايخ جام كه با ملك نسبت قرابتى داشتند و امراى ارلات و اپاردى كه ملك مردم ايشان را كشته بود گفتند او از نژاد كيست كه دعوى سلطنت مىكند ؟ نظم
مگر اصل چنگيز خان برفتاد * كه كس گوهر شه نيارد به ياد چنان شد كنون غورى بدگهر * كه جز خود نيارد كسى در نظر بسى دودمان كرد از كين خراب * به يك جو نسنجد ده افراسياب
امير غزغن فرمود كه تازيك « 1 » را چه حد آن باشد كه دعوى پادشاهى كند و از فرمان ما سركشد . باد نخوت از دماغ پندار او به تيغ آبدار بيرون برده و به آتش سم اسبان نامدار شهر و حصار او را با خاك يكسان سازيم و بدين عزيمت فرمان فرمود كه از سرحد كاشغر تا ولايت اندخود لشكرها جمع آيند و به ميعاد مقرر لشكرى كه بنان و بيان از ضبط و حصر آن عاجز آيد مجتمع شدند . امير غزغن با امرا مشورت كرده گفت
هامش
( 1 ) . ف : تاجيك - ظفرنامه شرف الدين على يزدى : تاژيكى .