طراز آستين مفاخر بود ] « 1 » نامزد شيراز فرمود تا به تمهيد اصول عهد و پيمان قيام نمايد . مخالفان پيش از آن رفته و نوازش يافته به وعدهء امداد و معاونت مستبشر بودند .
چون خواجه حاجى رسيد ، امير شيخ از آن صورت منفعل گرديد و به جهت مصلحت امراى اوغانى را مقيد ساخت و خواجه حاجى را اعزاز نموده مقرر فرمود كه پنج هزار سوار پيش جناب مبارزى رفته اعداى او را مقهور گردانند و پنهان قرار داد كه در روز معركه بهجانب مخالفان رفته با سپاه مبارزى محاربه « 2 » نمايند و خواجه حاجى ديلم اين معنى را به مخايل و هرگونه دلايل دريافت . روزى امير شيخ ، در مجمع خاص ، كنايتى از اين مكيدت بازراند . خواجه حاجى بر مقتضى حال اين بيت در حال برخواند :
نظم
جهانپهلوان پوردستان سام * به بازى سر اندر نيارد به دام
مكتوبى از شيراز در باب امداد و موافقت به كرمان رسيد و جناب مبارزى مطالعه فرموده بر ضمير منير تدبير حيله و تزوير روشن گرديد . در جواب فرمود كه مقصود در فرستادن خواجه حاجى ديلم آن بود كه [ اعدا ] « 3 » بر موافقت طرفين جازم شوند و اگر به معاونت مايل است پانصد سوار كافى است . امير شيخ چون تير انديشه از غرض مقصود و صوب صواب منحرف ديد ، پرده از روى كار برداشته و وجود صلح عدم انگاشته امير جلال الدين سلطانشاه جاندار را با دو هزار سوار به مدد اوغانى و جرمائى فرستاد و خود به جانب يزد توجه نمود و چنان خطهاى كه مصر كوچك گويند و
هامش
( 1 ) . مواهب : « كه از مآثر حسن معاش ملك و دين را كدخدايى كردى و از كمال رزانت و پرهيزكارى قواعد دين و دنيا را معمور داشتى . . . »
( 2 ) . ك ، س : حرب نمايد - مواهب : به جانب اوغانيان گردند و به اتفاق ايشان بر عساكر منصوره حمله كنند .
( 3 ) . مواهب : از جوانب .